آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٨ - برکات کتاب
تبليغ ميکرد و به رد و انکار اصول اسلامي ميپرداخت. برخورد استاد مطهري با وي بسيار منصفانه و عالمانه و نشانهاي بارز از روحيه آزادگي و حقيقتجويي آن استاد گرانمايه بود. استاد، خود اين قضيه را چنين شرح ميدهد:
چند سال قبل در دانشکده الاهيات، يکي از استادها که ماترياليست بود، بهطور مرتب سر کلاسها تبليغات مارکسيستي و ضد اسلامي ميکرد. دانشجويان به اين عمل اعتراض کردند و کمکم نوعي تشنج در دانشکده ايجاد شد. من نامهاي به طور رسمي به دانشکده نوشتم که عين اين نامه را در حال حاضر در اختيار دارم و توضيح دادم که به عقيده من لازم است در همينجا که دانشکده الاهيات است، يک کرسي ماترياليسم ديالکتيک تأسيس شود و استادي هم که وارد اين مسائل باشد و به اين فلسفه معتقد باشد، تدريس اين درس را عهدهدار گردد. اين طريق صحيح برخورد با مسئله است و من با آن موافقم، اما اين که فردي پنهاني و به صورت اغوا و اغفال بخواهد دانشجويان ساده و کممطالعه را تحت تأثير قرار دهد و برايشان تبليغ کند، اين قابل قبول نيست.
بعدْ من به همان شخص هم چند بار پيشنهاد کردم که شما به عوض آنکه حرفهايت را با چند دانشجوي بياطلاع در ميان بگذاري، آنها را با من در ميان بگذار و اگر هم مايل باشي ميتوانيم اين کار را در حضور دانشجويان انجام دهيم و حتي اگر لازم باشد جمعيت بيشتري حضور داشته باشند، ميشود از اساتيد و دانشجويان دانشگاهها دعوت کرد و در يک مجمع عمومي چند هزار نفري ما دو نفر حرفهايمان را مطرح ميکنيم و به اصطلاح نوعي مناظره داشته باشيم. حتي به او گفتم با اينکه من حاضر نيستم به هيچ قيمتي در راديو (زمان شاه) صحبت کنم و يا در تلويزيون حاضر شوم، ولي براي اين کار حاضرم...[١]
[١] مرتضي مطهري، پيرامون انقلاب اسلامي، ص ٦٣ـ ٦٥.