آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧١ - خطري خزنده
دينداري بايد تسليم خدا باشد. کلمه اسلام يعني تسليم و اين ويژگي با آن آزادي به معناي هرزگي و رهايي که غرب، ماديگراها و ليبرالها مطرح ميکنند سازگاري ندارد. آن آزادي الحاد، کفر، شرک و فسق را رواج ميدهد و اين آزادي مروج تقوا، بندگي خدا و خوبيهاست.
پيرو اين اختلاطهاست که برخي به خود جرئت ميدهند به نام آزادي، در برابر دين بايستند، وگرنه چگونه امکان دارد کسي مسلمان باشد و همزمان يک آزادي مطلق را معتبر و ارزشمند بداند؟ اين خطرها خزنده است. آزادي در اسلام با عنايت به اصول اعتقادي، باورها و ارزشهاي الاهي تفسير ميشود. کسي که آزادي وارداتي را ميپذيرد ديگر نميتواند پيرو معصوم باشد؛ از قرآن و سنت متابعت کند و ولايت فقيه را بپذيرد. مطهري ريشه اين انحرافات را مييافت؛ خطر آنها را گوشزد ميکرد و نيز مرزهاي آزادي فکري، آزادي معنوي و آزادي اجتماعي را از هم تفکيک ميکرد.
ايشان تأکيد داشت معنا ندارد به يک عقيده مارکسيستي، وارداتي، ملحدانه و منافقانه اجازه جولان دهيم و بگوييم انسان آزاد است. به تعبير ايشان اين آزاديها، آزادي معنوي را آسيبپذير ميسازد و از امنيت رواني و فکري جامعه ميکاهد. محدوديتهايي که اسلام معين کرده، براي رعايت عدالت و توجه به حقوق انساني است و در واقع اسلام مصالح عالي انساني را در نظر گرفته است.
آن شهيد فرياد ميزد که اسلام جهاد و دفاع را براي نجات مظلومان لازمْ و قصاص و مجازات مجرمان را براي تأمين امنيت اخلاقي و فرهنگي جامعه واجب ميداند. ولي از نظر غربيها اينها ضد آزادي و دخالت در امور ديگران است. آنجا که آزادي فرد موجب اختلال در آزادي و سلب امنيت
ديگران ميشود بايد جلويش را گرفت. در گذشته ميخواستند اسلام را با مارکسيسم هماهنگ نشان دهند، و اکنون ميخواهند بگويند اسلام و ليبراليسم همسويند. بايد در اين عرصهها هوشيار باشيم و از شهيد