آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٠ - قله قبيله قبله
است، زيرا بهخوبي متوجه بود اين نهضت به متفکري نياز دارد که بتواند اعتقادات اسلامي را چنان براي مردم تشريح کند که دچار انحراف نشوند؛ تحت تأثير تبليغات منفي قرار نگيرند و حقايق دين را وارونه نبينند. اين مهم کسي مانند مطهري را ميخواست، او امام را بهخوبي ميشناخت و نزدش درس خوانده بود و امام نيز به او اعتماد داشت.
اينها سبب ميشود براي آقاي مطهري ويژگي خاصي قائل شويم و اجتماعاتي فراوان براي تجليل از او تشکيل دهيم. شهيد مطهري تنها به تبيين مباني فکري انقلاب بسنده نکرد و نقش و جايگاه ديگري هم داشت که شايد براي بسياري از مردم روشن نباشد و آن مبارزاتي است که وي با کژانديشان زمان خود کرد و همانها بود که موجب شهادتش شد. مطهري به دست استکبار، ملحدان و کافران کشته نشد. کساني دست خود را به خون مطهري آلودند که خود را مدافع اسلام انقلابي ميدانستند، ولي در يک مسير منحرف گام نهاده بودند و ناگهان ديدند شهيد مطهري دارد حقايق را بيان ميکند؛ سيماي آنان را براي مردم، آنچنان که هستند مينماياند و دروغها و جهالتها و انحرافاتشان را مشخص ميسازد. گفتند بايد اين چراغ را خاموش کنيم. آنان و اربابانشان بسيار خوب فهميدند مطهري چه نيروي محرکهاي براي امت و نظام اسلامي است و چقدر ميتواند به جامعه رشد دهد و به مردم مسلمان فکر درست تزريق کند. بنابراين تصميم گرفتند او را به شهادت برسانند و عالم استکبار را شاد کنند. گوارا باد بر او اين فيض بزرگ که او را ميهمان بزم قدسيان و محفل ملکوتيان ساخت.
حال وظيفه ما چيست؟ آيا قدرداني و تشکيل مجلس بزرگداشت کافي است؟ البته اين تجليلها خوب و سودمندند و مصداقي از تعظيم شعائر اسلامي[١] و نشانهاي از تقوا
[١] و مَن يعظّم شعائر الله فإنّها من تقوي القلوب؛ «کساني که شعائر خدا را بزرگ ميشمارند، کارشان نشان پرهيزکاري دلهاي آنان است» (حج، ٣٢).