آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٢ - تبيين مباني فکري انقلاب اسلامي
پذيرفت، آنچنان که رژيمهاي ديکتاتوري و از جمله شاه ايران پذيرفته بودند، يا بايد انقلاب کرد و در اين راستا پيرو محض شوروي يا چين شد. اگر ميخواستند در برابر اردوي غرب مقاومت کنند، به سلاح، حمايت فکري و تبليغي نياز داشتند که همه اينها در اردوي شرق وجود داشت. اصلاً اين فکر به ذهن نميرسيد که کسي بتواند در آنِ واحد با اين دو ابرقدرت مبارزه کند. اين خيالي خام و محال مينمود.
ايران تحت سيطره امريکا بود و مستشارهاي امريکايي همه اعماق وجودش را زير نظر داشتند. دهها هزار مستشار غربي در نقاط گوناگون کشور حضور داشتند و تمام کارها با اجازه، نظارت و برنامهريزي آنان انجام ميشد. کساني که ميخواستند از نظر فکري از زير بار اين فشار سياسي بيرون آيند، بايد به مارکسيسم و سوسياليسم اعتقاد ميداشتند. سوسياليستها تفکر خود را با روزنامهها، نشريات، جزوات، کتابها و بحثهاي ايدئولوژيک در دانشگاهها و محافل مبارزاتي رواج ميدادند.
در اين فضاي تيره و آلوده که استبداد داخلي تنگناهايي فراهم کرده بود، استکبار و ابرقدرتها فشار ميآوردند، و انديشههاي مارکسيستي اوضاع را مشوش ساخته بودند. در اين ميان، يک متفکر مسلمان، يک عالم روحاني آمد؛ فرياد زد؛ سخنراني کرد؛ آموزش داد؛ کتاب نوشت و هشدار داد که ما يک مباني فکري و اعتقادي استوار، پويا و پر جوش و خروش به نام اسلام و برگرفته از قرآن، سنت و عترت نبي اکرم(صلى الله عليه وآله) داريم که با اينها مخالف است؛ نه امپرياليسم را ميپذيرد، نه تفکر مادي را قبول دارد و نه استبداد را تحمل ميکند. ما برتر از آنان هستيم.[١] شهيد مطهري با غواصي دقيق، گوهرهاي نابي که در جامعه ناشناخته مانده بود شکار کرد و اين مرواريدها را بهدست آورد. شهيد مطهري اعلام داشت حاضريم ثابت کنيم فکر ما از آنان عاليتر است؛ اين
[١] رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) فرمودهاند: الاسلام يعلو و لا يعلي عليه؛ «اسلام برتري مييابد و چيزي بر آن رجحان نمييابد» (امام خميني(رحمه الله))، تحرير الوسيله، ج ١، ص ٤٨).