آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٣ - جلوگيري از رخنه منافقان
بيماري التقاط را داشتند و مبتلا به کژروي و برداشت باطل از قرآن و حديث بودند. آنان ميگفتند مطهري را به شهادت رسانديم، زيرا با نظام اسلامي همکاري داشت و نيز به فلان کس نميگفت «شهيد». مطهري اهميت هدايت را بسيار خوب درک کرد و فساد و عواقب خطرناک باتلاق گمراهي را به خوبي تشخيص داد. او فهميد بهترين خدمت به جامعه اين است که آن را از اين عذاب ابدي نجات دهد. پس تصميم گرفت و انجام وظيفه کرد. البته اين مسئوليت، منحصر به فردي ويژه و محدود به زماني خاص نيست. مقام نبوت و امامت ويژه اشخاصي معين است، اما پيگيري راه ائمه(عليهم السلام) براي همه ميسر است. ائمه هدي(عليهم السلام) تنها به بيان احکام و معارف الاهي بسنده نميکردند، بلکه ضمن احياي فرهنگ قرآن و سنت محمدي، فرهنگ مردم را اصلاح ميکردند و مراقب بودند اين فرقههاي منحرف و اين علفهاي هرز جامعه را آلوده نکنند. آنان براي گسترش حقايق اسلامي، دفاع از حريم دين و جلوگيري از تحريف، شاگرداني پرورش ميدادند و جبهه حق را ياري ميکردند. همچنين ايشان بر امور و وقايع جامعه اسلامي، بهويژه آنچه در ميان مدعيان دين و دانش جريان داشت نظارت داشتند و به محض آنکه فردي از خواص يا برجستگان دچار ضعف اراده يا تشخيص ميشد، يا تقوايش خللي مييافت و برداشتهايي منحرفانه بيان ميکرد، او را هشدار داده، به خود ميآوردند. اگر مواعظ و نصايح امام برايش سودمند نبود، امام مردم را نسبت به خطا و کژروي وي آگاه ميکرد. امام معيار حق و جداکننده نور و تاريکي بود.
روزي رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) فرمودند: رحِمَ اللهُ خُلفايي؛ «خداوند جانشينان مرا رحمت کند». اين جمله را سه بار تکرار کردند. اصحاب فهميدند که حضرت عنايتي ويژه بر اين مطلب دارند. عرض کردند: «يا رسولالله! مگر ما جانشينان شما نيستيم؟» فرمودند: «نه، جانشينان من در آخرالزمان ميآيند؛ علوم و معارفي که از ما مانده ياد ميگيرند و به ديگران ميآموزند». اگر امروز دانشجويان مسلمان همت کنند و بکوشند معارف اسلامي