آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥ - مقدمه
وقتي مينگاشت، پرتوي از روشناييهاي معنوي بر افق کاغذ ميدرخشيد؛ وقتي سخنراني ميکرد، کلماتش قطرات باراني بابرکت را ميمانست که دشتهاي تشنه و بيابانهاي خشک را به طراوت، شکفتن و رُستن فراميخواند؛ بلاغت، صراحت، پويايي، صداقت، اخلاص و استواري در گفتارش موج ميزد؛ دريافت علمي و يافتههاي فلسفي را در حرير واژگان ميپيچيد و به قلبهاي عطشناک هديه ميداد؛ راستقامت بود تا کژيها را در هم کوبد؛ در هنگامهاي که توفانهاي تحريف و ظلمت التقاط، جهالت، جمود، ظاهرگرايي و نفاق از همه سو، در حال وزيدن بود، مراقب بود مشعلي که رسول اکرم(صلى الله عليه وآله) در غار حراي مکه افروخت و از حماسه کربلا فروغ گرفت، به خاموشي نگرايد.
مطهري دانشمندي والا بود که در اوج وارستگي و وابستگي به حقتعالي و آراستگي به زيور مکارم و فضايل اخلاقي سير ميکرد، و گوشي حقنيوش، ديدهاي حقيقتبين و دلي پالوده از غفلت و ريا داشت. انديشهها، وسعت بينش و ديدگاههاي آن حکيم فرزانه ميزان حکمت و دانايي بود؛ مشفقانه و دلسوزانه و به دور از هياهو، دست سرگشتگان متحير را ميگرفت و مشتاقانه آنان را به سوي سرچشمههاي اصيل و سرپناههاي امن و مطمئن بصيرت و معرفت راه مينمود.
در عصر واماندگي، از خودبيگانگي، مسخ فکري و عقيدتي و ابتذال فرهنگي، با اشارات نوراني او، ذهنها و دلها تکاني ميخوردند؛ از خواب غفلت و خودفراموشي بيدار ميشدند؛ و به خويشتن اصيل و هويت ارزشي خويش باز ميگشتند.
* * * * *
شخصيت چندبُعدي اين دانشمند فرزانه ايجاب ميکند که ابعاد وجودي او بازشناسانده شود. بديهي است، پي گرفتن اين هدف و رسيدن به اين شناخت و کاوش در تمام حالات، محاسن و امتيازات کمنظيرش، در اين مقال و مجال نميگنجد.