آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - نقد نيرنگ
مادي پر شود، تا مردم مذهب را به صورت يک مکتب مادي دريابند و چون چنين موفقيتي به دست آمد، دور افکندن پوسته ظاهري دين ساده است.
مارکس ميگفت بايد تاريخ را به گونهاي مادي تفسير کنيد و خاستگاه مادي همه گرايشها، از جمله گرايشهاي مذهبي را چنان بيان کنيد که تودههاي مردم بفهمند ريشه طبقاتشان کجاست. هنگامي که آنان بفهمند همه پديدههاي اجتماعي ريشه مادي دارد، خود به خود ارتباط خويش را با مذهب قطع ميکنند.
شهيد مطهري تأکيد ميکند هنگامي که مارکسيسم نتوانست از راه منطق، استدلال و خودآگاهي طبقاتي مذهب را از مردم بگيرد و تشخيص داد ديانت قويترين نيرو در ميان ايرانيان است، اين توطئه را به کار گرفت که از مذهب بر ضد خودش بهره جويد. آن شهيد روي توطئهاي عظيم انگشت ميگذارد که چنين شگردي را به کار گرفتهاند تا مذهب را از صحنه زندگي سياسي، اجتماعي و مناسبات مردم با يکديگر حذف کنند و سپس ميافزايد نويسندگان اين تحليلها گمراه شدهاند و بهدرستي نميدانند چه ميکنند، يا آنکه از روي عمد و غرض به تفسيرهاي ماترياليستي دست ميزنند و مقدسات مذهبي مردم را تهديد ميکنند.
اينان به تعبير شهيد مطهري، ماترياليست منافقاند که ميگويند: «اراده خدا تنها بر اين اصل استوار است که تودههاي ضعيف و محرومشدگان تاريخ بر قدرتمندان، اربابان و صاحبان زر و زور چيره شوند و خداوند براي تحقق اين هدف حزب تشکيل داده است تا همه نيروهاي متکامل جهان را در پوشش خود قرار دهد». آنان همه حکمتهاي الاهي را در اين خلاصه کردهاند که خداوند حزبي تشکيل داده تا محرومان را بر قدرتمندان پيروز سازد. البته بيشک مبارزه با افراد طغيانگر جزء برنامههاي قرآن است و اسلام هيچ ستمي را نميپذيرد، ولي اينگونه نيست که قرآن تنها به چنين مسائلي بسنده کند.