آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١١٣ - ملامت ملي گرايان و سکولارها
قرآن به زيبايي چاپ و با آواي دلنشين خوانده ميشود، در حالي که نه به معنايش توجه ميکنند و نه به دستورهايش عمل؛ زيرا بر اين باورند که تاريخ مصرف چنين عقايدي به سر آمده است. اينجاست که فرمانهاي خداوند درباره اجراي حدود و کيفر تبهکاران، مجازات فسادهاي اخلاقي و تازيانه زدن به خلافکاران به دست فراموشي سپرده ميشود. قرآن تأکيد ميکند مبادا تحت تأثير عواطف واقع شويد:
ولا تَأْخُذْکم بِهِمَا رَأْفَه فِي دِينِ اللَّهِ إِن کنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِر؛[١] «و اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد مباد که در حکم خدا نسبت به آن دو دستخوش ترحم گرديد».
عواطف نبايد مانع از اجراي حدود شود، حتي اگر مجرمانْ آبرودار باشند. کساني که امنيت اخلاقي و هويت مذهبي جامعه را مورد تهديد قرار ميدهند بايد به سزاي کارهاي خلافشان برسند، زيرا اين براي همه جامعه سلامتي رواني به بار ميآورد و آنها را به اجراي عدالت اميدوار ميکند. اين حرکت به ظاهر خشن مانند جراحي بيماري است که از يک دمل چرکين و غده سرطاني رنج ميبرد و پزشک با برداشتن آن غدّه او را از يک خطر حتمي نجات ميدهد.
فرهنگ غربي ميگويد: اينها خشونت است؛ اعلاميه حقوق بشر اجازه چنين مجازاتي را نميدهد زيرا اين کارها به کرامت انساني لطمه ميزند؛ اين رفتارهاي تند ديگر تاريخ مصرف ندارد و براي ١٤٠٠ سال پيش بوده است! همان کساني که از اسلام و انقلاب اسلامي با آب و تاب حرف ميزنند؛ و قرآن را به خوبي ميخوانند و شايد بگويند ما به اين انقلاب مذهبي افتخار ميکنيم، هنگامي که پاي عمل به ميان آيد ميگويند: زمانه اجراي اين احکام به سر آمده است.
[١] نور(٢٤)، ٢.