آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - تفکيک حق از باطل
ميکند، به سوءاستفاده از نيروي حق ميپردازد. نيروهاي باطل از وجدان، شرف، اعتماد و اطميناني که مردم به يکديگر دارند سوءاستفاده ميکنند، زيرا اين عوامل هستند که اساس جامعه را تشکيل ميدهند. آنان ميخواهند در پناه اين الفاظ دروغين زندگي کنند. در پناه آزادي، آزادي را از بين ميبرند. اينها تأکيدهاي شهيد مطهري است. به تعبير ايشان که البته از نهج البلاغه الهام گرفته است، برخي انسانها تحت تأثير هواهاي نفساني خود قرار ميگيرند و به دنبال خواستههاي خويش ميروند. آنان براي اينکه در اين مسير نادرست موفق شوند از نيروي حق استفاده، و بدعتي را در لباس دين وارد ميکنند،[١] زيرا ميدانند اگر بگويند اين را خود گفتهايم، کسي حرفشان را نميپذيرد. بنابراين چيزي را به نام دين بيان و سپس افرادي را براي دفاع از همان بدعت با يکديگر متحد و متفق ميکنند. از آنجا که حق را با باطل ميآميزند، امر بر مردم مشتبه ميشود. اما هنگامي که حق از پوشش باطل جدا و آزاد شد، زبان بدخواهان قطع ميشود، زيرا خرابيها و آثار بد از آنِ باطل است و حقِ محض، عوارض فاسد ندارد.[٢]
شهيد مطهري يادآور ميشود اگر منحرفان، بدعتگذاران و مدعيان دروغين دين و مذهب در کارهاي خود موفق شدهاند، بدان جهت است که لباس حق بر تن کردهاند و مردم حقيقتجو را فريب دادهاند. آنان مانند کفي که روي آب است بر دوش حق سوار ميشوند. البته باطل از ديد سطحي و حسي و نه ديد تحليلي و تعقلي در حرکت و جولان است و غلبه ظاهري و گستردهاي مانند سيل دارد. مطهري با استناد به قرآن
[١] حضرت علي(عليه السلام) ميفرمايند: إنّما بدءُ وقوع الفتن أهواء تتبع و أحکام تبتدع، يخالف فيها کتاب الله و يتولّي عليها رجال رجالاً عَلي غير دين الله؛ «همانا آغاز پديد آمدن فتنهها هواپرستي و بدعتگذاري در احکام آسماني است؛ نوآوريهايي که با قرآن مخالف است و گروهي (با دو انحراف ياد شده) بر گروه ديگر سلطه و ولايت يابند که برخلاف دين خداست» (نهج البلاغه، خطبه ٥٠). [٢] کتاب حق و باطل شهيد مطهري، مجموعه چند درس و سخنراني است که ايشان در واپسين سالهاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايراد، و سپس در اين مجموعه مفصل مطرح كرده است.