آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - در حوزه و دانشگاه
ميکرد؛ و به موازات اين حرکت اعتقادي ـ تربيتي، از فرهنگ اسلامي، در برابر يورشهاي فرهنگي دفاع ميکرد. وي در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي نيز حضوري فعال داشت؛ ولي در درجه نخست، کارشناس دين بود. سخنراني در مجامع ديني و نشستهاي خصوصي، تدريس در دانشگاه و حوزه،[١] همه و همه، به دليل اهتمام بسيار او به نشر فرهنگ اسلام و دفاع از مباني آن بود. به حق، بايد گفت مطهري از معدود
[١] در سال ١٣٣١ شمسي شهيد مطهري در حالي كه مدرسي مشهور به حساب ميآمد، به تهران هجرت كرد و به محض ورود به اين شهر، در مدرسه مروي آموزش فلسفه اسلامي را به شكل تطبيقي و مقايسهاي براي جويندگان حكمت و حقيقت آغاز كرد. در سال ١٣٣٣ از طرف دانشكده معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي) يك فراخواني براي استخدام دانشيار در رشته معقول صورت گرفت كه مطهري آمادگي خود را براي اين وظيفه اعلام داشت و مدتي به صورت آزمايشي مشغول كار شد، كه به دليل قدرت علمي و تسلط بر روشهاي آموزشي و تربيتي و بيان جذاب، تلاش وي مورد توجه دانشگاه قرار گرفت. از بيستم آبان ١٣٣٤ اين فعاليت را به طور رسمي ادامه داد و حدود بيست سال به نورافشاني در اين سنگر علمي و آموزشي پرداخت. يادآور ميشود شهيد مطهري در دانشكده الهيات و معارف اسلامي در دورههاي كارشناسي و دكترا، كليات علوم انساني (منطق، فلسفه، كلام، عرفان، اصول فقه، فقه و حكمت عملي) فلسفه (شرح منظومه، الهيات شفا، مقاصد الفلاسفه غزالي، تاريخ فلسفه، تاريخ مجادلات اسلامي و روابط فلسفه و عرفان) تدريس مينمود. همچنين ايشان جلسات هفتگي تفسير قرآن در سال ١٣٥٢ در دانشگاه صنعتي شريف داشت. در دانشگاههاي تبريز، مشهد، اروميه، شيراز، كرمان و آبادان هم به نورافشاني پرداخت و سخنرانيهاي جذابش در اين مراكز مورد استقبال دانشجويان و استادان قرار گرفت. همچنين ايشان از يازدهم آذر ١٣٥٠ به سمت مديريت گروه آموزشي فلسفه و حكمت اسلامي دانشگاه تهران منصوب شد كه تا دو سال اين مسئوليت را عهدهدار بود.
استاد مطهري علاوه بر آنكه دروس اصولي، فقهي و فلسفي را در حوزه با ديگر طلاب مباحثه ميكرد، خود حوزه تدريس داشت و مُطوّل، شرح مطالع، كشف المراد، رسايل، كفايه، مكاسب، شرح منظومه و اسفار را به علاقهمندان درس ميداد.
مطهري بنا به توصيه امام خميني(رحمه الله) از سال ١٣٥١ تا ١٣٥٧، هفتهاي دو روز به قم ميرفت و در حوزه علميه اين شهر دروسي چون شناخت اصل عليت، فلسفه هگل، معارف قرآن، ماركس و ماركسيسم، منظومه، نجات و اسفار تدريس مينمود. در اين ايام عشق، صفا، بيپيرايگي و بيتكلفيِ ايشان براي همه شاگردان درس بود. در همان زماني كه استادان باسابقه دانشگاه، با التماس در كلاس درس وي شركت ميكردند، او به حكم وظيفه به قم ميرفت؛ خودروي شخصي نداشت؛ و كسي هم وي را به مقصد نميرسانيد؛ يعني راننده ويژه نداشت؛ خود تا ميدان شوش ميرفت و از آنجا با اتوبوس به قم عزيمت ميكرد و اين ويژگي وقت زيادي را از ايشان صرف مينمود (گلي زواره).