آفتاب مطهر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٩ - خطري خزنده
ميپوشند و پس از تأويل و تفسير اصول اسلامي، با افکار الحادي هماهنگ ميشوند، که اين شيوه موذيانه و منافقانه در بين مسلمانان حساسيتي برنميانگيزد.
کساني که با صراحت ميگفتند اسلام واقعيت ندارد و دروغ است بسيار کم بودند، ولي افرادي که مروج مخلوطي از عقايد وارداتي مارکسيستها و اعتقادات اسلامي بودند، اگرچه خودشان چندان
پرشمار نبودند، بر شمار چشمگيري از افراد تأثير گذاشتند. امروز هم اينچنين است و بسياري از مفاهيم فرهنگ غربي و ضد اسلامي در فرهنگ ما نفوذ کردهاند. حتي شماري از گويندگان و نويسندگان، چه بسا ناخودآگاه اين افکار را پذيرفتهاند و برخي نيز تصور ميکنند اينها هيچ تضادي با هم ندارند. اين خطري بزرگ است. شگفتآور است اگر بدانيم بسياري از مفاهيمي که گاه ما در گفتهها و نوشتههاي خود به کار ميبريم مفاهيم ارزشي اسلامي نيست، يا چيزهايي که ما ارزشمند ميدانيم و در سطح جامعه و کشور اسلامي مطرح است، ارزشهاي با اصالت اسلامي نيستند، مانند دموکراسي و آزادي؛ البته آنگونه که در فرهنگ غرب و به نام حقوق طبيعي و حقوق بشر ارائه ميشود. بسياري از ما نيز با حالت انفعالي، خودباختگي و گونهاي حقارت ميگوييم اينها همان چيزهايي است که اسلام ميگويد. برخي نيز بر اثر ضعف بينش ديني يا ايمان اندک بهگونه جدي با آنها برخورد ندارند، حتي از مواضع اسلامي خود عقبنشيني ميکنند.
در اثر همين عقبنشيني و نيز ممارست اين شياطين مُلحد در طول بيش از يک قرن، فرهنگ ما با فرهنگ غرب اختلاط يافته و واژهها و مفاهيم اين مکاتب غيراسلامي وارد فرهنگ ما شده است و ما متوجه نيستيم. در حاليکه اين واژهها نهتنها در متن فرهنگ ما وجود ندارد، بلکه با آن در تضاد است.
براي نمونه در اسلام هيچ ارزش مطلقي به نام آزادي با آن مفهومي که در غرب مطرح است وجود ندارد، بلکه ارزشي که ما در فرهنگ خود داريم بندگي خداست. البته به تعبير شهيد مطهري انبيا آمدند تا