شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٨ - انديشه در نماز و عظمت خداوند
آسمان پايينتر را به چراغهاى درخشنده زيور داديم.
(تازه كسى از آسمانهاى ديگر خبر ندارد و حتى نمىتواند وسعت آنها را حدس بزند). شكّى نيست كه همه اينها بيانگر حكمت و عظمت بىكران الهى است. خداوندى كه با گفتن يك «كن» همه موجودات را آفريده ـ تازه اين را ما مىگوييم و او نياز به گفتن «كن» ندارد و اراده او براى آفرينش هستى كافى است ـ داراى چه قدرت و عظمتى است كه عالم و جهان با اراده او پديد آمد و با اراده او باقى است و هرگاه اراده نكند همه چيز نابود مىگردد.
پس وقتى انسان با توجه به عظمت آفرينش، تا حدّى عظمت خداوند را شناخت، بايد در نماز متوجه باشد در برابر چه كسى ايستاده است. آيا در برابر چنين موجودى جا دارد به فكر نان، آب، لباس و خانه و وسايل ديگر باشد؟ مگر همه هستى، انسانها، كره خاكى و درياها و كوهها در برابر خدا چه ارزشى دارند كه انسان خدا را رها كند و به دنبال شكم و لباس و زن و بچه و بالاخره به دنبال دنيا برود؟ آيا انسان عاقل چنين مىكند؟
بنابراين از جمله امورى كه باعث مىگردد انسان حضور قلب پيدا كند، اين است كه قبل از نماز در عظمت خداوند تفكّر كند و درك كند كه در برابر چه كسى ايستاده است و نيز دعاهايى را كه براى قبل از شروع نماز و نيز بعد از نماز وارد شده، بخواند. در هنگام نماز سعى كند معانى جملاتى را كه بر زبان جارى مىكند، تصور كند و در آنها بيانديشد، چنانكه مرحوم ميرزا جواد آقاى تبريزى در «اسرار الصلوة» به اين مطلب سفارش كردهاند. طبيعى است وقتى انسان مىخواهد حرف بزند، ابتدا معانى الفاظ را در ذهن خود تصور مىكند و بعد سخن مىگويد، ولى ما عادت كردهايم سريع نماز بخوانيم و مَجال تفكّر و انديشيدن در معانى جملات را به خود نمىدهيم.
لازم است انسان با تأمل و توجه نماز بخواند و اگر قبلا ظرف يك دقيقه، يك ركعت مىخواند، اينك يك ركعت را ظرف دو دقيقه بخواند و اين براى كسى كه مىخواهد به حضور خدا برود، وقت زيادى نيست. رفته رفته، توجه داشتن به معنا ملكه او مىگردد، چنانكه توجه به الفاظ ملكه اوست.
امام سجاد(عليهم السلام) مىفرمايد: