شرح حديث معراج - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٣ - مفهوم دنياخواهى و آخرت طلبى و مراتب آن دو
(وقتى انسان به مقتضاى ايمانش عمل نكند، رفته رفته، ايمانش متزلزل مىگردد و در نهايت با از دست رفتن ايمان، در زمره كافران قرار مىگيرد).
دسته ديگر، كسانى هستند كه به آخرت توجه دارند، ولى توجه آنان به دنيا بيشتر است، يا يكسان به دنيا و آخرت توجه دارند و محبت به دنيا و آخرت را در هم مىآميزند، چنانكه خداوند مىفرمايد:
«و آخَرُونَ اِعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً...»[١]
برخى ديگر به گناهان خوداعتراف كردند، عمل صالح و كارناشايست را در هممىآميختند.
در برابر دنياگريان، دوستداران و اهل آخرت قرار دارند. آيات و رواياتى كه در ستايش اهل آخرت وارد شده، ناظر به اين گروه است و البته آنها نيز به مراتب و دستههايى تقسيم مىگردند: در درجه اول و در رأس آنها، كسانى هستند كه اصالتى براى دنيا نمىبينند و دنيا براى آنها جاذبهاى ندارد و به جهت فرمان و دستور خدا به زندگى دنيا و تأمين نيازهاى مادى مىپردازند. از آن رو به تماشا و نظاره پديدهاى دنيا مىپردازند كه آيات و نشانههاى خداوندى و مظهر و تجليگاه صفات الهى است و در واقع آيينهاى است كه در آن، رخ محبوب و صفات و آثار او را به تماشا مىنشينند. شايد گفتن اين مطالب به زبان، كار آسانى باشد؛ ولى در عمل دشوار است كه انسان به اين نگرش و باور دست يابد. به مقامى راه يابد كه هيچ توجهى به دنيا نداشته باشد و دنيا را تنها آيينه خداوند و وسيلهاى براى دستيابى به سعادت ابدى به شمار آورد. البته جويندگان سعادت ابدى نيز متفاوتند: برخى سعادت را در بهشت و لذايذى مىبينند كه شبيه لذتهاى دنياست، بالاتر از اينها كسانى هستند كه تنها به خدا توجه دارند و سعادت را در جوار و قرب خداوند و رضا و خشنودى او مىبينند.
پس آيات و رواياتى كه در مقام ستايش اهل آخرت و نكوهش دنيا واهل دنيا وارد شده، ناظر به اين دو گروه است. و چنانكه اشاره شد، هر يك ازاين دو گروه داراى مراتب گوناگونى
[١] توبه/١٠٢.