حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٢ - واکاوی روایت حراست از جان پیامبر٩ و عرضة آن بر آیة «ابلاغ»
کار امتناع ورزید. مدتی گذشت تا جبرئیل آمد و مجدداً مأموریت پیامبر را گوشزد کرد، ولی باز این امر بر پیامبر گران آمد، تا اینکه آیة: )یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک...( نازل شد و بدین ترتیب پیامبر پس از این تهدید و تضمین الهی به ابلاغ رسالتش (در آغاز بعثت) مبادرت ورزید.[١٦]
از قول انباری نیز نقل شده است که پیامبر برخی از آیات قرآن را در مکه برای در امان ماندن از اذیت مشرکان، آشکار نمیساخت.[١٧]
ابنکثیر نیز در تاریخش ذیل آیة: )و انذر عشیرتک الاقربین(، پس از نقل حدیث «یومالدار» میگوید:
معنای این حدیث آن است که پیامبر دنبال کسی بود تا اگر چنانچه مشرکان او را به قتل رساندند، کسی به عنوان جانشین و وصیّ وی باشد تا کارهای شخصیاش را سامان دهد؛ تا آنکه خداوند حفظ جانش را با نزول آیة: )والله یعصمک من الناس( تضمین کرد.[١٨]
فخر رازی نیز با دستکاری در قول حسن بصری، روایتی را از وی نقل میکند که پیامبر ٩ فرمود:
إن الله بعثنی برسالته فضقت بها ذرعاً و عرفت انّ الناس یکذّبونی و الیهود و النصاری و قریش یخوّفونی فلمّا أنزل الله هذه الآیة زال الخوف بالکلیّه؛[١٩] خداوند مرا به رسالتش برگزید، ولی این مسئولیت بر من گران آمد و دانستم که مردم مرا تکذیب خواهند کرد و از یهود و نصاری و قریش واهمه داشتم. پس چون آیة ابلاغ نازل شد، تمام نگرانیها و ترسها برطرف شد.
گفتنی است: این روایت تنها در تفسیر فخر رازی به این صورت آمده است، ولی در دیگر منابعی که قبل از فخر رازی نوشته شده است روایت به گونة دیگر نقل شده است. برای مثال، ابوالشیخ روایت را به صورت ذیل از حسن بصری آورده است:
إنّ الله بعثنی برسالةٍ فضقت بها ذرعاً و عرفت أنّ الناس مکذّبی فوعدنی لابلغن او
[١٥]. احکام القرآن شافعی، ج ٢، ص ٧ ـ ٨.
[١٦]. الوسیط، ج٢، ص ٢٠٨.
[١٧]. البدایة و النهایة، ج ٣، ص ٥٣.
[١٨]. التفسیر الکبیر، ج ١٢، ص ٤٨.