حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٢٠ - واکاوی روایت حراست از جان پیامبر٩ و عرضة آن بر آیة «ابلاغ»
مقدس پیامبر گرامی اسلام٩ دور دانستهاند. قرآن نیز در آیة ٣٩ سورة «احزاب» ـ چنانکه پیشتر گذشت ـ بدان تصریح کرده است.
ناگفته پیداست، اگر چنین فرضی صحیح باشد که پیامبر پس از نزول «والله یعصمک من الناس» از نگهبانی منع کرده باشد، معنایش این است که هر گروهی از این گروههای چهارگانة روایی، به وسیلة گروه بعدی تکذیب میشود، زیرا اگر فرض بر این باشد که این آیه در زمان حیات ابوطالب نازل شده است و پس از آن نگهبانی لغو شد، روایت گروه بعدی که میگوید این آیه در مدینه در مقابل استهزای یهود نازل شده است، آن را تکذیب میکند.
نتیجهگیری
آنچه از این دست و پا زدنها برای القای نشانیهای غلط به دست میآید، این است که سازندگان این روایات به منظور دورکردن اذهان از ماجرای «غدیر» و کاستن اهمیت این حادثة عظیم، دست به چنین کاری زدهاند. اگر منصفانه این روایت مورد مداقّه قرار گیرد، به روشنی دستهای پنهان امویان و دیگر خلفای جور در آنها دیده میشود. روایاتی که نه با قرآن سازگاری دارد، نه با سیرة پیامبر عظیمالشأن اسلام و نه با تاریخ مسلمانان صدر اسلام.
سازندگان این روایات بدون توجه به روایات شأن نزول آیة «ابلاغ»، جداگانه برای فراز «والله یعصمک من الناس» داستانسرایی کردهاند و در این مسیر چنان ناشیانه به کاهدان زدهاند که نه پیوند اجزای داخلی آیه را حفظ کردهاند و نه ارتباط این داستانهای متخالف را با تهدید «إن لمتفعل» و قضیة ابلاغ «ما أنزل» مورد توجه قرار دادهاند؛ از این رو، با تنبّه مختصر به دیگر فرازهای آیه و همچنین آنچه از روایات شأن نزول در منابع فریقین رسیده است و قضایای تاریخی دیگر میتوان به راحتی این روایات چهارگانه را راستیآزمایی کرد و انگیزههای پنهان جاعلان و آمران آنها را بازشناخت.