حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٧ - واکاوی روایت حراست از جان پیامبر٩ و عرضة آن بر آیة «ابلاغ»

معنای این فراز چنین است که باید بدون فوت وقت این پیام به صورت رسمی و علنی به اطلاع همگان برسد.

گفتنی است، از نقاط ابهام در این فراز، عبارت «ما أنزل» است. سؤال این است: چه چیزی بر پیامبر نازل شد که باید بدون فوت وقت آن را به صورت رسمی به اطلاع همگان برساند؟!

آیه به حسب ظاهر، بیانی از «ما أنزل» ندارد، ولی اگر به سه فراز بعدی توجه شود، هر کدام به نوبة خود بیانگر یکی از ویژگی‌های این پیام مبهم به شمار می‌آیند؛ بدین معنا که این پیام هر چه باشد، باید بر سه ویژگی‌ای که در این آیه آمده است منطبق باشد. آن سه ویژگی عبارتند از:

١. این پیام به گونه‌ای است که اگر پیامبر آن را ابلاغ نکند، رسالتش را انجام نداده است؛

٢. این پیام به گونه‌ای است که پیامبر از گفتنش به مردم واهمه دارد؛

٣. شماری از مردم از پذیرش آن سر باز می‌زنند.

توضیح این سه ویژگی در پی می‌آید.

فراز سوم: «و إن لم‌تفعل فما بلّغت رسالته»

در این بیان، تهدید شگفت‌انگیزی نهفته است؛ به ویژه آن‌که این تهدید در یکی - دو ماه پایانی عمر بابرکت پیامبر اکرم ٩ اتفاق افتاده است و پیامبر تمام سال‌های سخت و طاقت‌فرسای رسالتش را به پایان رسانده است. هر چه باشد، این فراز به روشنی دلالت می‌کند که آن پیام (امر مُنزل) به گونه‌ای است که پیامبر٩ برای تبلیغ آن، دنبال فرصت مناسبی - غیر از زمان نزول – می‌گردد. چه این‌که اگر جز این بود، معنا نداشت که خداوند پیامبرش را این‌گونه مورد خطاب تهدیدآمیز قرار دهد و عدم ابلاغ آن را معادل عدم ابلاغ کل رسالت به شمار آورد.

بدیهی است که نمی‌توان در این فراز، شرط و جزاء را یک‌سان دانست و گفت: منظور آن این است اگر این پیام را ابلاغ نکنی، رسالت همین پیام را ابلاغ نکردی، زیرا لازمة چنین جمله‌ای، اتحاد شرط و جزاء و لغویّت در کلام است که از ساحت قرآن به دور است.