حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٤٧ - سبكشناخت كتب حديثى شيخ بهايى

است، نه معناي لغوي آن. شارح بايد ابتدا تشخيص دهد كه كدام معناي واژگان قصد شده است: لغوي يا اصطلاحي. اين تشخيص هميشه به آساني ميسر نيست، بلكه به ياري قرائن گوناگون موجود در كلام و يا خارج از آن بايد دريافت كه كدام معنا اراده شده است. برای نمونه، واژة «حديث» در اين روايت داراي دو معناي لغوي و اصطلاحي است. معناي لغوي آن «كلام» يا «سخن» است،[٦٤] و معناي اصطلاحي آن به تعبير شيخ بهايي عبارت است از:

كلام خاص عن النبي ٦ أو الامام ٧ أو الصحابي أو التابعي و من يحذو حذوه يحكي قولهم أو فعلهم أو تقريرهم. و بعض المحدثين لايطلق اسم الحديث إلاّ علي ما كان عن المعصوم ٧؛ حديث،‌ كلام و سخن مخصوص و ويژه‌اى است كه نقل شده از پيامبر خدا ٦ يا امام ٧ يا از يكى از اصحاب[٦٥] يا از يكى از پيروان اصحاب(تابعي)[٦٦] يا نقل شده از كسى كه پيروى مي‌كند پيروى آن تابعىّ را، در حالى كه حكايت نموده و بيان مي‌كند گفتار يا كردار يا تقرير و بيان ايشان را. و برخى محدثان جز سخنان معصومان عليهم السلام را حديث نمى‌دانند.[٦٧]

در اين‌جا شيخ بهايي معناي اصطلاحي حديث را اعم از سخنان و حكايت گفتار، كردار و تقريرات پيامبر، امام، صحابه، تابعين و امثال ايشان مي‌داند؛ حال آن‌كه مؤلف در دو كتاب مشرق الشمسين و الوجيزه، تنها متعلقِ حديث را «معصومان» مي‌داند.[٦٨] و به نظر مي‌رسد كه او نظر اصلي خود را در پايان همين بخش نيز با عبارت «بعض المحدثين» بيان داشته است. وي در ديگر صفحات كتاب حاضر نيز به تبيين اصطلاحات موجود در روايات پرداخته است.[٦٩]

ب) دست‌يابي به مقصود (شرح)

شارح توانمند، كسي است كه بتواند مشكلات و غوامض روايات را شناسايي کرده و


[٦٤]. ص ٦٦.

[٦٢]. «صحابى» كسى است كه پيغمبر ٦ را ملاقات و ديدار کرد و به آن حضرت ايمان آورده و در حال ايمان و اسلام از دنيا رفته باشد (جبعي عاملي(شهيد ثاني)، ١٤٠٨ ق، ص٣٣٩).

[٦٣]. «تابعىّ» كسى است كه يكى يا بيشتر، اصحاب پيغمبر را ملاقات كرده و به پيغمبر ٦ ايمان آورده و مؤمن و مسلمان مرده باشد(جبعي عاملي(شهيد ثاني)، ١٤٠٨ ق، ص٣٤٦).

[٦٤]. ص ٦٦.

[٦٥]. مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین، ص ٢٤٩، الوجیزة فی الدرایه، ص٤.

[٦٦]. الاربعون حدیثا، ص٨٠.