حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٠ - واکاوی روایت حراست از جان پیامبر٩ و عرضة آن بر آیة «ابلاغ»

در آخرین سال عمر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام ٩ بوده است.

٢. عدم ارتباط آیه با آیات قبل و بعد

بدون تردید، آیات قبل و بعد آیة ابلاغ در موضوع اهل کتاب و یهود است، ولی تمام روایاتی که فریقین از باب سبب نزول آیه ذکر کرده‌اند، هیچ اشاره‌ای به ارتباط آیه با یهود و نصاری نکرده‌اند، بلکه شأن نزول‌هایی که نقل کرده‌اند، هیچ ربطی با موضوع آیات قبل و بعد ندارد. تنها مقاتل بن سلیمان (م ١٥٠ ق) که از تابعین است، آن هم نه به عنوان روایت مسند، بلکه از باب قول تفسیری این آیه را با استهزای یهود مرتبط دانسته است.[٩] پس از وی افرادی چون ابن‌جریر طبری[١٠] شبیه این مطلب را نقل کرده‌اند.

این قول، افزون بر آن‌که تنها قولی تفسیری است نه روایت منقول از پیامبر یا صحابی آن حضرت، با تاریخ نزول آیه سازگاری ندارد، زیرا ضمانت الهی از استهزاکنندگان چیز جدیدی نبود که در آن زمان، آن هم با تهدید نازل شود، بلکه سال‌ها پیش از نزول این آیه، خداوند با نزول آیة: )انا کفیناک المستهزئین(؛[١١] ما تو را از استهزاءکنندگان کفایت می‌کنیم، پیامبرش را از استهزای دیگران بیمه کرده بود و نیازی به بیان مجدد آن، آن‌هم در چنین موقعیتی نبود.

٣. اجمال در «ما أنزل»

بر اساس برداشت تمام مفسران شیعه و اهل‌سنت تعبیر به «ما انزل» در فراز: «بلّغ ما انزل من ربک»، از مجملات آیه بوده و تمام تلاش ایشان برای فهمیدن همین اجمال به کار گرفته شده است.

بر اساس روایات اهل‌بیت :، این پیام مجمل، چیزی جز ولایت امیرمؤمنان٧ نبود که پیامبراکرم ٩ مأمور شد تا آن را در حضور جماعت مسلمانان در حجةالوداع تبیین و ابلاغ کند.آن دسته از روایات منقول از اهل‌سنت نیز که وارد تبیین این مسئله شده‌اند گویای همین حقیقت است که آن‌ها نیز موضوع پیام را در ارتباط با ولایت امیرمؤمنان٧ دانسته‌اند. این سخن در منابع اهل‌سنت به صورت گسترده از ابوسعید


[٨]. تفسیر مقاتل، ج ١، ص ٣١٢.

[٩]. تفسیر طبری، ج ٤، ص ٣٧٢ ـ ٣٧٦، ح ٩٤٧٩ و ٩٤٨٠.

[١٠]. حجر، آیة ٩٥.