حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ١٣ - واکاوی روایت حراست از جان پیامبر٩ و عرضة آن بر آیة «ابلاغ»
لیعذّبنی فانزل الله: یا ایها الرسول... .[٢٠]
این میرساند که چون فخر رازی میخواست آیه را به یهود و نصاری ربط بدهد و آن را از مسئله غدیر و ولایت امیرمؤمنان٧ دور کند، هم کلمة «برسالةٍ» را که بیانگر رسالت در یک موضوع خاص است به کلمة «برسالته» برگرداند تا مطلب در ارتباط با کل رسالت پیامبر باشد و هم جملة: «و إنّ الیهود و النصاری و قریش یخوفونی» را بر متن اصلی اضافه کرد.
تحلیل و بررسی
روشن است این دسته از روایات با نزول آیه در حجةالوداع که مورد اتفاق شیعه و قاطبة اهلسنت است، سازگاری ندارد.
افزون بر اینکه این روایات، حکایتهای غیرمستندی هستند که قول تابعینی چون: حسن بصری، مجاهد و ابنجریح، از متفقهان عصر اموی، بیان شدهاند و این افراد هیچ کدام زمان پیامبر٩ را درک نکردهاند.
همچنین شایستة ذکر است که چنین ترس و شانه خالی کردن از امر صریح خداوند، شایستة مؤمن عادی نیست، تا چه حد رسد به انسان کاملی که خداوند او را به رسالت برگزیده است: )الله اعلم حیث یجعل رسالته(. چگونه کسی که به گواهی تاریخ و اسناد غیر قابل تشکیک، ایمان و شجاعت بینظیرش سرسختترین دشمنان را به زانو درآورده است و حتی به ازای قرار گرفتن خورشید در کف راست و ماه در کف چپ هم، حاضر به عقبنشینی حتّی به اندازة قدمی نشده است، در مقابل امر سادهای، ترس و واهمه او را به سرپیچی از فرمان خداوند میکشاند؟!
علاوه بر این، آنکه ادعای امتناع پیامبر ٩ از تبلیغ رسالت، با نصوص قرآن در تعارض است. آنچه در قرآن در این مورد رسیده است، نه تنها سخن از شانه خالی کردن و امتناع از تبلیغ نیست، بلکه بیانگر آن است پیامبر در این جهت، فراتر از توان و تکلیف، آنقدر از خود مایه گذاشته است که خداوند ایشان را از این همه اصرار بر تبلیغ و هدایت مردم بازداشته است. آیاتی چون: )ما انزلنا علیک القرآن لتشقی([٢١]
[١٩]. الدّرالمنثور، ح٢، ص ٥٢٨؛ تفسیر بغوی، ج ٢، ص ٦٨؛ تفسیر ثعلبی، ج ٤، ص ٩١.
[٢٠]. طه، آیه ٢.