لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧ - نمازهاى واجب
مىنمود در سلسله معدومات مىبوديم بلكه در سلاسل و اغلال و مىبايد كه قرار قلوب بندگان من به گمان خوب باشد بمن كه خواه عبادت كنند و خواه معصيت اميدوارى به رحمت او داشته باشند خصوصا در پيريها و بيماريها كه هر گاه بنده نظر از خود و از اعمال خود بر دارد رحمت من در اين صورت ايشان را در مىيابد و تدارك نقصهاى ايشان مىكند و در اين صورت كه ايشان از خود و اعمال خود فانى شدند رحمتهاى خاصه الهى ايشان را به مرتبه رضا به قضا و خوشنودى حق سبحانه و تعالى مىرساند و مغفرت من لباس عفو مرا بر ايشان مىپوشاند كه باقى باللَّه مىشوند و حكايت ايشان مىآيد و آن چه مذكور شد ترجمه بود با اشاره به بعضى حقايق و حقايق كلام الهى را نمىيابند مگر دوستان او كه ازين مقامات خبرى داشته باشند.
ديگر آن كه حق سبحانه و تعالى قرب فرايض را مقدم داشته است ظاهر مىشود كه تا كسى مشغول الذمه بواجب باشد مستحبات را نبايد كرد اما آن كه حرام باشد ظاهر نمىشود از اين حديث و شك نيست در آن كه فرايض را مقدم داشتن بهتر است و ظاهر مىشود از امثال اين احاديث كه حق سبحانه و تعالى هر چه اصلح است بحال بندگان آن را بر ايشان واجب گردانيده چنانكه غذاها از براى قوام بدن ضرور است و مستحبات از جهت طراوت روح در كار است چنانكه ميوها از جهت طراوت بدن در كار است و جمعى كه سعيها مىنمايند در قرب و نمىرسند به مطلوب از اين جهت است و ليكن بعد از قرب فرايض تقرب به نوافل مطلوب است و آن افرادش بىنهايت است و چون بنده از اسباب قرب خبرى ندارد ملاحظه مىبايد نمود كه شارع كدام يك از نوافل را خود بيشتر به جا مىآوردهاند و امّت را به آن مبالغه بيشتر مىكردهاند و در اين شك نيست كه مداومت و امر به مداومت در نوافل يوميه بيشتر از ساير نوافل مىنمودهاند