لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣ - نمازهاى واجب
خواهند شد و هيچ بنده او را قرب بمن حاصل نمىگردد به چيزى كه نزد من محبوبتر باشد از آن چه بر ايشان واجب گردانيدهام و به درستى كه بندگان تقرب مىتوانند جست و مىجويند به كردن نوافل تا به مرتبه كه محبوب من مىشوند و چون به مرتبه محبوبيت من رسيدند من شنوايى ايشان مىشوم كه بمن مىشنوند و بينايى ايشان مىشوم كه بمن مىبينند و من زبان ايشان مىشوم كه بمن مىگويند و من دست ايشان مىشوم كه بمن كارها مىكنند اگر مرا بخوانند اجابت مىكنم و اگر سؤال كنند عطا مىكنم.
و در حديث صحيح واقع شده است كه اين رتبه مخصوص شيعيانست بلكه متواتر است از حضرت سيّد المرسلين و ائمه طاهرين صلوات اللَّه عليهم كه اين رتبه غير اثنى عشرى را حاصل نمىشود و چون اين حديث قدسى يقينى است ضرور است كه تحقيق او بر نحوى كه مناسب فهم همه كس باشد كرده شود.
اما جزو اوّل كه سؤال از مؤمن واقع شد و حق سبحانه و تعالى حال ولى را فرمود اشاره است به آن كه مؤمن حقيقى كسى است كه به مرتبه دوستى الهى فايز شده باشد چون اعتقاد يقينى خواه علم اليقين باشد و خواه عين اليقين و خواه حق اليقين البته لازم دارد محبت الهى را اگر چه محبت افعالى باشد زيرا كه تا ديده بصيرت به انوار الهى مكحل نشود صاحب يقين نمىشود و چون بزرگوارى و عظمت الهى را دانست و مىبيند كه آنا فانا الطاف صورى و معنوى الهى بر او فايض است لازمه انسان است كه محبت بر او فايض شود و چون پيشتر مىرود و محبت زياده مىشود تا به محبت ذاتى مىرسد.
و اما آن كه فرموده است كه خوار كردن دوستان او بمنزله محاربه است با او باين معنى در احاديث صحيحه متواتره بالمعنى وارد شده است بعضى بعنوان اهانت و بعضى بعنوان اذلال و ذليل شمردن يا ذليل كردن و بعضى بعنوان ايذا و