لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٦ - نماز در مسجد الغدير
به ايشان هست و صدوق تقيه گفته است كه آن موضع خيمه منافقين بود كه چون حضرت را ديدند كه دست بلند كرده است و على را بر داشته است و اين كلمات را مىفرمايد بعضى به بعضى گفتند كه نظر كنيد به چشمهاى او كه چگونه مىگردد كه گويا چشمهاى ديوانه است و آن چشمى بود كه مىكردند باين گفتگو و بسيار بود كه شتر را از پا مىانداختند باين گفتن حق سبحانه و تعالى از جهة كشف اسرار ايشان و دعاى چشم زخم عالميان اين آيه را فرستاد كه ترجمهاش اين است كه نزديك بود كه كافران ترا از زخم چشم بلغزانند و از پا در آورند اگر نه عصمت ما مىبود و مىگويند كه ديوانه شده است در محبت على چنانكه مرتبه ديگر اين را گفته بودند كه مذكور خواهد شد در مبحث تسبيح حضرت فاطمه زهرا صلوات اللَّه عليها و دروغ مىگويند و نه چنين است كه تو از پيش خود گويى و نيست اين اقامت على مگر تذكيرى مر عالميان را كه بخاطر آوردند كه در ميثاق عهد بستند با خداوند عالميان و همه بلى گفتند در وقتى سبحانه و تعالى فرمود كه آيا من خداوند شما نيستم و محمد پيغمبر شما نيست و على امام شما نيست و ائمه يازده از فرزندان او امامان شما نيستند همه گفتند بلى.
و صدوق چون مضمون اين خبر را ياد كرد با اخبار ديگر كه مذكور شد درهم كرده تتمه خبر را ذكر كرد كه خبر داد باين خبر حضرت صادق ٧ حسان شتربان ثقه را در وقتى كه آن حضرت را از مدينه مشرفه به مكه معظمه مىبرد و حضرت فرمودند كه اى حسّان و اگر نه اين بود كه جمّال من بودى و اعتماد بر تو داشتم اين حديث را به تو نمىگفتم و ممكن است كه حسان اين حديث را تمام روايت كرده باشد و كلينى بعضى از آن را و همه حديث حسان باشد و ليكن بعيد است چنانكه به تتبع يافتهايم كه اكثر اخبار اين كتاب را از كلينى نقل كرده است و در اين صورت مراد صدوق از اخبر بذلك تتمه حديث