لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٣ - باب صلاة رسول الله
مىآوردند و سه ركعت وتر را در ربع آخر شب به جا مىآوردند و در آن سه ركعت سوره حمد و قل هو اللَّه احد مىخواندند و فاصله مىكردند ميان نماز شفع و نماز وتر به سلام و سخن مىفرمودند و اگر كارى داشتند به آن امر مىفرمودند و از مصلّى خود بيرون نمىفرمودند تا ركعت سيم وتر را به جا مىآوردند و در آن ركعت قنوت مىخواندند پيش از ركوع پس سلام مىدادند و دو ركعت نافله صبح را به جا مىآوردند اندكى پيشتر از صبح كاذب يا صبح صادق و گاهى در صبح كاذب يا اول صبح صادق به جا مىآوردند و گاهى اندكى بعد از آن پس دو ركعت نماز صبح را به جا مىآوردند در صبح صادق كه سفيدى در عرض افق ظاهر مىشد و خوب روشن مىشد كه علم بدخول وقت بهم مىرسيد همه كس را پس اين نمازى بود كه حضرت سيّد المرسلين ٦ بر اين مداومت مىنمودند تا از دنيا متوجه اعلى عليين شدند.
بدان كه اين حديث را مسند نديدهام و ليكن چون صدوق حكم به صحت آن كردهاند البته صحيح مىدانستهاند و دلالت مىكند بر آن كه نماز چاشت بدعت است و از اخبار عامه در صحاح ايشان نيز ظاهر مىشود كه بدعت باشد و ديگر دلالت مىكند بر آن كه هشت ركعت نافله زوال نماز آن وقتست نه نماز نافله ظهر و احاديث بسيار بر اين معنى دلالت مىكند پس اگر در نيت قصد نماز نافله كند بهتر است و در خاطر چنين باشد كه اگر از جهت نماز ظهر مطلوب باشد چنان باشد و اگر فى نفسها مطلوب باشد چنان باشد و دلالت مىكند بر آن كه نماز ظهر را بعد از يك ذراع به جا آوردن بهتر باشد خصوصا نسبت به نماز جماعت تا مؤمنان همگى از قضاى حاجت و وضو و نماز اوّابين فارغ شده باشند و دور نيست كه اولويت مخصوص نماز جماعت باشد چون احاديث بسيار وارد شده است در آن كه اول وقت افضل است الا به مقدارى كه از نوافل فارغ شود و دور نيست كه