رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ١٠ - باب اول «در بيان حد نفس»
نفس مردم «نيز» [١] هم قوت «فعلى» [٢] دارد، و آن (قوت) [٣] تحريك [و جنبانيدن] [٤] است و هم قوت «انفعالى» [٥] دارد و آن قوت «ادراك و دريافتن» [٦] است. و نام قوت بر هر دو (معنى) [٧] بر سبيل اشتراك افتد.
و اگر بر يك وجه استعمال كنيم. يك قسم بيرون «ماند» [٨] و حدّ ناقص «شود» [٩]. و امّا نام صورت از «اين» [١٠] جهت افتد كه «جسم مادت بود برين صورت را» [١١]. و اين معنى در حق تحديد (نقصان و) [١٢] فساد كند، چنان كه پيدا «كردم» [١٣] در كتاب برهان، پس (كمال) [١٤] اولى [تر] [١٥] كه در حدّ آوريم. پس «گوئيم» [١٦] نفس كمال اوّلست «مر هر جسم را» [١٧]
[١] - ف آ س ح م د: هم- نسخ ديگر ندارد.
[٢] - نسخ ديگر: فعل.
[٣] - نسخ ديگر افزوده.
[٤] - ف س آ ندارد.
[٥] - نسخ ديگر: انفعال.
[٦] - س آ ف: ادراك- ل م د: دريافتن است.
[٧] - نسخ ديگر بحز نسخه ف افزوده.
[٨] - س: آيد- نسخ ديگر: افتد- از آ جمله «و اگر بر يك وجه استعمال كنيم يك قسم بيرون ماند» ساقط شده.
[٩] - نسخ ديگر: باشد- از س ساقط شده.
[١٠] - د م س ح آ ف: آن.
[١١] - س آ ف: جسم مادت باشد اين صورت را- ح: اين صورت را- م د: كه اين صورت.
[١٢] - م د ح: افزوده.
[١٣] - ف: كردهايم- نسخ ديگر: كرديم.
[١٤] - ف: لفظ كمال و نسخ ديگر افزوده: كمال- س آ ندارد.
[١٥] - س آ ندارد.
[١٦] - ف: كوئيم كه- ح س: پس. ف: مر جسم را و ليكن م د ح س آ ندارد.
[١٧] - ف: مر جسم را و ليكن- م د س ح آ ندارد.