رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٧١ - باب چهاردهم در غايت رتبتى كه در حق نفس مردم ممكن باشد از شرف درين عالم
باب چهاردهم در غايت رتبتى كه در حق [نفس] [١] مردم ممكن باشد از شرف درين عالم
چون «درست كرديم» [٢] احوال عقل عملى (را) [٣] و مراتب «او را» [٤] در ادراك «علم غيب و افعال كه تعلق بدين قوت دارد» [٥]. اكنون شرح «دهيم» [٦] احوال عقل نظرى و مراتب «او» [٧] در حق مردم. ترا معلوم «است» [٨] كه عقل نظرى از نفس مردم معلومات را چگونه «ادراك كند» [٩] و «معلوم است كه بقياس دريابد و مطلوب را از قياس به حدّ اوسط در تواند يافتن» [١٠]. و اين «حدّ اوسط» [١١] وقتى «بفكر تواند حاصل شدن و وقتى بفكر حاصل نشود و وقتى بحدس حاصل شود.» [١٢]
[١] - در ح م د نيست.
[٢] - آ س: شرح كرديم- ل م د ح ف ندارد.
[٣] - س آ افزوده.
[٤] - ف: آن- س آ: وى- ح م د: او.
[٥] - م د ل ح: عالم غيب درست شد- ف: علم غيب درست شد.
[٦] - س آ ح ف: كنيم- م د: احوال عقل نظرى كنيم.
[٧] - س آ: وى.
[٨] - س آ: شد- در نسخ ديگر: شده است.
[٩] - ف ل م د ح: چگونه دريابد- س آ: چون دريابد.
[١٠] - ف: معلومات كه بقياس دريابد و مطلوب را از قياس بحد واسطه در توان يافت- س آ: معلوم است كه بقياس در تواند يافتن و مطلوب از قياس بحد اوسط در توان يافت- ح: و معلوم است كه بقياس دريابد و مطلوب را از حد اوسط در توان يافت- م د ل: معلوم است كه بقياس دريابد و معلومات را از حد اوسط در توان يافت.
[١١] - ف: واسطه.
[١٢] - س آ: بفكر حاصل شود و وقتى بحدس- ح م د: بفكر حاصل شود و وقتى بحدس حاصل شود- ف: بتفكر حاصل شود و وقتى بفكر حاصل نشود و وقتى بحدس حاصل شود.