رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٤ - باب ششم در بيان كيفيت استعانت نفس ببدن (و) شرح آن «قوت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و آن وقت كه مستغنى باشد ازين استعانت و آن وقت كه بدن ضرر كند و مانع باشد نفس را از مقصود خويش»
«و ثقل باشد در حق نفس عاقله آن معقولات» [١]، و اين [بر] [٢] مثال كسى باشد كه او را «حاجت آيد بچهار پاى و آلت تا» [٣] بجائى «شود» [٤]، براى مقصودى، (و) [٥] چون آنجا رسد، چهار پاى و «آلت هم ثقل شود» [٦] بروى، و مانع «باشد» [٧] از استمتاع بمقصود. [و] [٨] حال نفس «عاقله با بدن و قوتهاى بدنى هم» [٩] برين مثال است (در بدن) [١٠] [كه نموده شد] [١١] (و اللّه اعلم) [١٢].
[١] - ف: و ثقل باشد در حق نفس عاقله- آ س: نفس عاقله را از معقولات- ح:
و ثقل باشد در حق نفس عاقله از معقولات- م د ل: و ثقيل باشد در حق نفس عاقله از معقولات.
[٢] - نسخ ديگر ندارد.
[٣] - آ س: وى را حاجت باشد بچهار پاى يا آلتى كه- ف: او را بچهار پاى حاجت آيد و آلتى تا- م د ح ل: و را حاجت باشد بچهار پاى و آلاتى تا.
[٤] - م د ل ح: رود.
[٥] - م د ف افزوده.
[٦] - ف: و آلت همه ثقل بود- م د: و آلات همه ثقيل شود- ح: و آلات همه ثقل باشد- س آ: و آلت همه ثقل باشد.
[٧] - س آ: باشند- ف: شود- ح م د: باشد.
[٨] - نسخ ديگر ندارد.
[٩] - ف: عاقله با قوتهاء بدن- آ س: با بدن و قوتهاى بدنى هم.
[١٠] - م ف افزوده.
[١١] - نسخ ديگر ندارد.
[١٢] - م د ح افزوده