رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٥٨ - باب دهم در بيان امتناع انتقال (نفس) از «بدن ببدن ديگر»
باب دهم در بيان امتناع انتقال (نفس) [١] از «بدن ببدن ديگر» [٢]
درست شد كه حدوث نفس با حدوث بدن است بدان وجه كه استعداد مادت موجب «باشد» [٣] حدوث «نفس» [٤] را از واهب صور نه بر سبيل «اتفاق، بلكه بر سبيل» [٥] وجوب. پس چون چنين باشد، هر بدنى «حادثى» [٦] كه بديد آيد «بر مزاج خاص لازم آيد از» [٧] واهب صور كه نفس «بدان مزاج» [٨] پيوندد. «و» [٩] اگر گوئيم، «نفس را از بدنى مفارقت افتاد با بدنى» [١٠] ديگر انتقال (كند) [١١] و آن [بدن مستحق نفسى باشد از اسباب مفارق. پس لازم آيد كه يك بدن] [١٢] را دو نفس
[١] - نسخ ديگر افزوده.
[٢] - ف: بدنى بديگرى- نسخ ديگر: بدنى ببدن ديگر.
[٣] - ف: بود.
[٤] - ح م د ل: نفسى.
[٥] - ف ح م د ل: اتفاق بل بر سبيل- آ س ندارد.
[٦] - نسخ ديگر: حادث.
[٧] - ف: بر مزاج خاص مردماند- آ س: بزمانى خاص لازم آيد او را- ح: مزاجى خاص لازم آيد از- م د ل: مزاجى خاص پديد آيد.
[٨] - س آ: بذات.
[٩] - م د ح ل: پس.
[١٠] - ف: نفس را از بدن مفارقتى افتد با بدن- آ س: كه نفس را از بدنى مفارقت افتاد ببدنى- م د ح ل: كه چون نفسى را از بدن مفارقت افتد يا بدنى ديگر.
[١١] - نسخ ديگر افزوده- س آ: كرد.
[١٢] - از س آ ساقط شده- ف: بدن مستحق نفسى باشد پس لازم آيد كه يك بدن- م د ح ل: و آن بدن مستحق نفسى باشد لازم آيد كه بدنى.