رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٢٢ - باب «دوّم» در بيان قوتهاء نفس
«حفظ آن صورتها كند» [١] كه در حسّ مشترك باشد. «و اگر خواهى كه بدانى كه حفظ مرقوتى را باشد جز از آن قوتى كه در وى قبول باشد، حال اعتبار كن از آب» [٢] كه آب شكل قبول كند و حفظ شكل (قبول) [٣] نكند.
و ازين جمله قوتى است كه «آن قوت را متخيله گويند و مفكره نيز خوانند» [٤]. مركب (است) [٥] در تجويف اوسط از دماغ و فعلش تركيب و تفصيل «صورت است و معانى با يكديگر و از يك ديگر» [٦].
و بعد از «ين» [٧] قوت متوهمه است «كه» [٨] مركب است در آخر تجويف اوسط از دماغ «و معانى دريابد نامحسوس، لكن نامحسوسات جز وى چون معنى عداوت از عدوّ و معنى صداقت از صديق و معنى منفّر كه
[١] - ل م د: كه او حفظ صورتها كند- آ: حفظ آن صورتها.
[٢] - م د آ س ح ل: و اگر خواهى كه بدانى كه حفظ مرقوتى را باشد جز از آن قوت كه در آن قبول باشد حال آب اعتبار كن- از ف قسمتى از عبارات ساقط شده و فقط: «اين حال از آب اعتبار كن» افزوده شده.
[٣] - آ س ف افزوده.
[٤] - ف: كه او را قوت متخيله و مفكره نيز خوانند- ح م د ل: آن را قوت مخيّله خوانند و نيز مفكره خوانند و- آ س: كه آن را قوت متخيله خوانند؛ ظاهرا متخيّله صحيح است و در كتاب معاد: «ثم القوة التي تسمى متخيله بالقياس الى النفس الحيوانيه، و مفكّرة بالقياس الى النفس الانسانيه»، رجوع شود بصفحه ٢٦٦ كتاب نجاة.
[٥] - نسخ ديگر افزوده.
[٦] - م د ح س آ: صورست و معانى- ف: صورت و معانيست.
[٧] - س ل: آن.
[٨] - ف: واو.