رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٥ - باب هفتم در «درست» كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن (او) از بدن و «هر چه» بدين «پيوندد»
باب هفتم در «درست» [١] كردن ثبات نفس مردم بذات خويش و مستغنى شدن (او) [٢] از بدن و «هر چه» [٣] بدين «پيوندد» [٤]
درست كرديم در فصول گذشته كه [محّل] [٥] معقولات كه «آن نفس انسانيست» [٦]، نه جسم «است» [٧] و نه «قوتى در جسم» [٨]. اكنون مىگوئيم كه نفس مردم تصوّر معقولات نه «بآلت» [٩] جسمانى كند، چون قوت وهمى يا فكرى، براى آنكه «اگر اين تعقلات» [١٠] نفس مردم بالت جسمانى بودى، «تعقل» [١١] ذات خويش نكردى و «تعقل» [١٢] آلت هم نتوانستى كردن (و ادراك آنكه وى عاقل ذات خويش است نتوانستى كردن) [١٣] براى آنكه ميان «وى» [١٤] و «ميان ذات وى» [١٥] آلتى نيست و ميان
[١] - آ: راست.
[٢] - س آ ح م د ل ندارد.
[٣] - م د ح ف ل س: آنچه.
[٤] - ح م د ل: تعلق دارد.
[٥] - در ف نيست.
[٦] - م د ح ل: نفس انسانيست- ف: نفس انسان راست.
[٧] - ف: راست- آ: است نه جسمانى.
[٨] - ف: قوت در جسم راست.
[٩] - آ: بآلتى.
[١٠] - م د ف: اگر تعقلات- ح: اين تعقلات- س آ: اگر اين معقولات.
[١١] - ف آ س: بعقل.
[١٢] - ف آ س: بعقل.
[١٣] - م د ح افزوده- س آ: و ادراك آنكه وى عاقل ذات خويش است، از اصل متن ساقط شده و در كتاب معاد چنين است: «و لا ان تعقل انها عقلت»، رجوع شود بصفحه ٢٩٢ كتاب نجاة.
[١٤] - ف: او.
[١٥] - ح س آ: ذات وى- ف: ميان آلت او.