رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٧٧ - باب پانزدهم در دلالت «حال» نفس چون از بدن مفارقت كند و شرح اصناف سعادت و شقاوت (او)
بانكار و تشنيع مشغول نشود» [١].
باب پانزدهم در دلالت «حال» [٢] نفس چون از بدن مفارقت كند و شرح اصناف سعادت و شقاوت (او) [٣]
چون درست «كرديم» [٤] در فصول متقدم كه نفس «انسانى نميرد بمردن بدن، بضرورت و را احوالى باشد در خاصّ ذات» [٥] خويش از سعادت و شقاوت و راحت و لذت و عقاب و الم «و» [٦] واجب «باشد اين حالها را شرح كردن» [٧].
[١] - س آ: و اين سرهائيست از حكمت و حقيقتهائيست كه در كتب يا مرموز باشد يا خود نباشد براى آنك نه هر نفسى اين معانى در تواند يافت و چون درنيابد بانكار و تشنيع مشغول نشود و من عند اللّه التوفيق- نسخ ديگر: معانى را نيز اسرار حكمى است و حقايق اين در كتب يا مرموز باشد يا خود نباشد براى آنكه نه هر نفسى اين ادراك تواند كرد و چون ادراك نكند بانكار و تشنيع مشغول شود- ف: معانى اسرار حكمتى است و حقايق اين در كتب يا مرموز باشد يا خود نباشد براى آنكه نه هر نفس ادراك آن تواند كردن و چون ادراك نتواند كردن بانكار و به تشنيع مشغول شود.
[٢] - ف: بر حالت- نسخ ديگر: بر حال.
[٣] - ف افزوده.
[٤] - م د ل ح ف: شد.
[٥] - ح م د ف: مردم بفساد بدن فاسد نشود بضرورت آن را حالى باشد در ذات خاص
[٦] - م د ل ح ف: پس.
[٧] - م د ل ح: شرح اين احوال ياد كردن- ف: شرح اين احوال كردن- س آ:
است كه اين حالها را شرح دهيم.