رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٨٢ - باب پانزدهم در دلالت «حال» نفس چون از بدن مفارقت كند و شرح اصناف سعادت و شقاوت (او)
تا بآخر موجودات» [١]. پس «نفس مردم چون بدين مرتبت رسيد» [٢]، عالمى «معقول باشد» [٣] در ذات خويش «از جوهر» [٤] عالم موجود [باشد] [٥]. (و) [٦] چون عاقل تأمّل كند «بداند» [٧] كه اين كمال تمامتر است [و بيشتر] [٨] و شريفتر از كمال قوت ذوق و قوت «جماع» [٩] و رسيدن اين كمال [بنفس] [١٠] قوىتر است از رسيدن كمالات (ديگر) [١١] «بقوتهاى» [١٢] ديگر، براى آنكه رسيدن (آن بملاقات سطوح است و رسيدن) [١٣]
[١] - م د: و كيفيتش هم بدين طريق بداند از جواهر روحانى ملكى و جواهر روحانى نفسى پس هم برين طريق ببرهان بداند تا بآخر موجودات برسد- ف: از جواهر روحانى و ملكى و جواهر روحانى و نفسى هم بطريق برهان بداند تا بآخر موجودات- ح: از جواهر روحانى ملكى و جواهر روحانى نفسى هم برين طريق ببرهان بداند تا بآخر موجودات- س آ: و كيفيتش هم بدين طريق بداند از جوهر روحانى فلكى و از جواهر روحانى نفسانى تا بآخر موجودات.
[٢] - س م د ح آ ف: پس چون نفس مردم بدين مرتبت برسد- نسخ ديگر: رسد.
[٣] - م د ل ح ف: باشد معقول.
[٤] - م د ل ح س آ: همچون هر دو- ف: همچنين هر دو- در نسخه بدل اصل نسخه متن:
از جوهر دو.
[٥] - نسخ ديگر ندارد.
[٦] - نسخ ديگر افزوده.
[٧] - نسخ ديگر: داند.
[٨] - م د ح ل ف ندارد.
[٩] - م د ل ف ح: لمس.
[١٠] - ف ندارد.
[١١] - س آ م د ح ل ف افزوده.
[١٢] - ف: و قوتهاى.
[١٣] - م د ح ل س آ افزوده- ف: آن ملاقات سطوح است و رسيدن.