رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٤٣ - باب ششم در بيان كيفيت استعانت نفس ببدن (و) شرح آن «قوت كه وى را حاجت باشد بدين استعانت و آن وقت كه مستغنى باشد ازين استعانت و آن وقت كه بدن ضرر كند و مانع باشد نفس را از مقصود خويش»
حكم جز از موجب «تجربه» [١] نيست، و اين «تجربه» [٢] جز بدين (قياس و) [٣] طريق نيست كه ياد كرده «شد. و» [٤] چهارم اخبار «تواتر» [٥] كه «بعلم بان» [٦] حاصل شود از جهت (آن) [٧] تواتر (و) [٨] نفس عاقله مردم «استعانت ببدن كند» [٩] و بقوتهاى «بدنى حيوان» [١٠]. «پس چون اين» [١١] مقدمات حاصل كند، بعد از آن بذات خويش رجوع كند و معقولات ثوانى و ثوالث حاصل كند و در اغلب اوقات و افعال [از بدن] [١٢] مستغنى باشد و بسيار «بود» [١٣] كه بعد از «آن» [١٤] حال كه بدن «ضايع ماند» [١٥]
[١] - ف: تجريد، در اصل نسخه متن ظاهرا كاتب اشتباه كرده است.
[٢] - ف: تجريد، در اصل نسخه متن ظاهرا كاتب اشتباه كرده است.
[٣] - آ افزوده.
[٤] - ف، شد- آ ح: شد و-: د: اند- م: آمد.
[٥] - آ س: متواتر- در اصل متن: تواند بود- ظاهرا درست نيست.
[٦] - نسخ ديگر: علم بدان-
[٧] - ف افزوده.
[٨] - نسخ ديگر افزوده.
[٩] - ف، ببدن استعانت كند- آ: استعانت ببدن مردم كند- م د: استعانت كند ببدن.
[١٠] - ف م د ح: حيوانى آ- ندارد.
[١١] - ح: تا اين- م د ل: تا.
[١٢] - ف ندارد.
[١٣] - نسخ ديگر: باشد.
[١٤] - آ م د ح: اين.
[١٥] - ف: ضايع باشد- نسخ ديگر: مانع باشد.