رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٣٦ - باب پنجم در ذكر قوتى كه صورت كلى دريابد «كه اين دريافت با آلت جسمانى نتواند بودن»
اگر منقسم شود، «انقسام در معنوى» [١] باشد، «و اين انقسام انقسامى باشد باجناس و فصول نامتناهى» [٢]. (پس واجب باشد كه در معقولى اجناس و فصول نامتناهى همچون جسم منقسم باشد انقسام نامتناهى) [٣]. و درست شده [است] [٤] كه اجناس و فصول نامتناهى «نيست» [٥]، پس «اگر اين قسم نيز محال بود» [٦]. و نيز اگر چنين «بود كه انقسام بر قوت نباشد بر فرض انقسام بلكه بنفس» [٧] منقسم شود باجناس و فصول بىنهايت (بفعل) [٨]، و اين محال است.
«برهان» [٩] ديگر؛ و همچنين اگر صورت «احدىّ در جسم منقسم
[١] - ف: قسمت او معنوى- نسخ ديگر: انقسام معنوى.
[٢] - م د ل آ س: و اين انقسام انقسام باجناس و فصول باشد- ح: و اين انقسام باجناس و فصول باشد- ف: آن انقسام باجناس و فصول باشد.
[٣] - آ س افزوده- ف: پس واجب آيد كه در هر معقول اجناس و فصول نامتناهى بوذ- ح م د ل: پس لازم آيد كه در معقولى اجناس و فصول باشد نامتناهى همچون جسم كه منقسم باشد انقسام نامتناهى، ظاهرا عبارت اصل نسخه متن ناقص است.
[٤] - د م ندارد.
[٥] - نسخه آ: است؛ ولى ظاهرا اصل نسخه متن صحيح است و چنين است در كتاب معاد: «و قد صحّ انّ الاجناس و الفصول و اجزاء الحدّ للشيء الواحد متناهية من كلّ وجه». رجوع شود بصفحه ٢٨٨ كتاب نجاة.
[٦] نسخ ديگر: اين قسم نيز محال است.
[٧] - ل م د همين طور است ولى اصل نسخه متن مغشوش است و عين عبارات آن باين ترتيب است: بود كه اين انقسام مر موقوف بر توقف انقسام عقلى بلكه بنفس خويش- ح: كه انقسام بر قوت نباشد بر فرض انقسام بلكه بنفس- ف: اين انقسام موقوف نباشد فرض انقسام عقلى كه بنفس خويش- آ: و نيز اگر انقسام عقلى نباشد بر فرض انقسام عقلى بل بنفس.
[٨] - م د ل ح ف افزوده.
[٩] - د م ح آ: برهانى.