رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٥٤ - باب هشتم در تصحيح حدوث نفس با حدوث بدن
نامنقسم، «چگونه قسمت پذيرد» [١]. پس معلوم شد كه نفس مردم (را) [٢] پيش از بدن «موجود» [٣] نيست، بلكه چون «جسمى» [٤] پديد آيد «مستعد نفس به مزاج خاص نفسى بدو پيوندند» [٥] از واهب «صور» [٦] تا تدبير آن جسم كند. و از «مجموع نفس و بدن» [٧] وجود «نوع» [٨] پديد آيد كه «از وى افعال آيد خاص» [٩]. و «اين» [١٠] از مقتضاء عنايت الهى است در حق اين موجودات تا هيچ چيز (از موجودات) [١١] معطّل «نباشد» [١٢] در وجود. و امّا بعد از آنكه «نفس را مفارقت افتد از بدن» [١٣] هر يكى را وجودى مفرد است و ذاتى «منفرد» [١٤] و هر يكى «از ديگرى بهيأت» [١٥]
[١] - م د ح: چگونه منقسم شود. ف: قسمت چگونه پذيرد- آ س: چگونه شود.
[٢] - بغير از ف- نسخ ديگر افزوده شود، ظاهر زايد است.
[٣] - بغير از ف نسخ ديگر: وجود.
[٤] - آ ح: جسم- م د: بدن.
[٥] -: ف: و مستعد قبول نفس شود مزاجى خاص بدو پيوندد- آ س: مستعد نفس بمزاجى خاص نفس بدو پيوندد- ح: مستعد نفس بمزاجى خاص نفس بوى پيوندد- م: مستعد نفس بمزاجى خاص گردد.
[٦] - م د: الصور.
[٧] - آ س ف متن- نسخ ديگر: جمع شدن نفوس و ابدان.
[٨] - نسخ ديگر: نوعى.
[٩] - ف: ازو افعال خاص آيد- ح آ س: از وى افعالى آيد خاص.
[١٠] - م د ح: آن.
[١١] - نسخ ديگر افزوده.
[١٢] - آ ف س: نماند.
[١٣] - د م ح: مفارقت افتد نفس را از بدان- ح ندارد.- آ س: در مفارقت افتد نفس از بدن
[١٤] - نسخ ديگر: مفرد.
[١٥] - م د: از يكديگر بهيئاتى. ف: با يكديگر بهيأتى.