رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٥٣ - باب هشتم در تصحيح حدوث نفس با حدوث بدن
خالى نباشد» [١]: يا «يكى نفس است كه» [٢] كه در همه [ابدان] [٣] تصرف (كند) [٤] «چنان كه» [٥] نفس زيد و عمرو يكى باشد و اين محال است، براى آنكه اگر «بچيزى زيد عالم باشد» [٦]، بايد كه عمرو «نيز» [٧] عالم باشد و اگر (وى) [٨] جاهل باشد، «او نيز» [٩] جاهل باشد و «كار بر خلاف اين است» [١٠]، يا چون بدن بسيار «در وجود آيد آن نفس واحد» [١١] منقسم شود و «بهرى بدين بدن پيوندد و بهرى بدان بدن پيوندد» [١٢] و [اين] [١٣] نيز محال است، «براى آنكه» [١٤] نفس «جوهرى عقليست» [١٥]
[١] - ح: خالى نبود- م د: حال خالى نبود.
[٢] - ف: يك نفس باشد- م د: يك نفس بود- ح. يكى نفس بود- آ س: نفسى راست.
[٣] - در نسخ ديگر نيست.
[٤] - نسخ ديگر افزوده.
[٥] - بغير از ف نسخ ديگر: و.
[٦] - ف: زيد بچيزى عالم باشد- آ س: بزيد علم باشد- نسخ ديگر: زيد عالم باشد
[٧] - ف: نيز بدان- نسخ ديگر: هم.
[٨] - ف ندارد- نسخ ديگر افزوده.
[٩] - آ س: و اين نيز واجب كند- م د ح: آن ديگر هم واجب آيد كه- نسخههاى ديگر: آن ديگرى هم واجب آيد.
[١٠] - ف: و كار بخلاف اينست- نسخ ديگر: چنين نيست.
[١١] - ف: در وجود آيد نفس واحد- ل م د خ: پديد آيد بوجود يك نفس.
[١٢] - ف: بهرى بدين پيوندد و بهرى بدان- نسخ ديگر: و بهر بدنى قسمتى از آن پيوندد م د: و بهر بدنى قسم از آن پيوندد.
[١٣] - د ندارد.
[١٤] - بغير از ف نسخ ديگر: كه.
[١٥] - آ س ف: جوهريست عقلى- ح: جوهر عقليست- م د: جوهرى عقليست.