رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٣٨ - باب پنجم در ذكر قوتى كه صورت كلى دريابد «كه اين دريافت با آلت جسمانى نتواند بودن»
هر جزوى نسبت دارد بجز وى از (آن) [١] صورت، پس صورت «احدىّ بيرونى منقسم است»، [٢] و گفتيم كه منقسم نيست. پس معلوم شد كه صورت احدىّ «معقول» [٣] نامنقسم «است» [٤]، و «ديگر صورتهاى عقلى مرتسم منقسم نشود» [٥].
«برهان» [٦] ديگر؛ معلوم است [كه] [٧] قوت «عقلى» [٨] كه «از» [٩] مردمست، «تجديد صور» [١٠] كند از وضع و [از] [١١] مقدار و [از] [١٢] لون، و «اين تجديد»، [١٣] يا بحسب «ذات صور» [١٤] باشد، يا بحسب وجود «آن صور اندر عقل [١٥]. و قسم اول محال است كه «صور» [١٦] محسوس در اعيان
[١] - آ س ف ندارد، نسخ ديگر افزوده.
[٢] - م د ل ح: بيرونى منقسم باشد- آ س: احدى بيرونى منقسم باشد.
[٣] - م د: معقولى.
[٤] - م د: باشد- ح ندارد.
[٥] - آ س ح: و ديگر صورتهاى عقلى جز در جوهر عقلى مرتسم نشود- م د: و ديگر صورتها جز در جوهر عقل مرتسم نشود- از ف ساقط شده.
[٦] - د م ح آ س: برهانى.
[٧] - ف ندارد.
[٨] - د م ح ف: عقل.
[٩] - آ س ف م د ل ح: در.
[١٠] - س آ ف: تجريد صورت- ح: تجريد صور- صحيح همين است و نسخه اصل متن غلط است.
[١١] - د م ف ندارد.
[١٢] - ف ندارد.
[١٣] - آ س ف: تجريد- ح م د: و آن تجرد- اصل متن ظاهرا صحيح نيست.
[١٤] - د م: وجود اين صورت- ح: وجود صورت.
[١٥] - م د ح: آن صورت كه در قوت عقل است- ف: آن صور اندر قوت عقل.
[١٦] - ف ح: صورت.