رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٨١ - باب پانزدهم در دلالت «حال» نفس چون از بدن مفارقت كند و شرح اصناف سعادت و شقاوت (او)
بضرورت «او را كمالى باشد و او را» [١] در حق كمال خويش همين حالها (بايد كه) [٢] باشد، و كمال «وى عقلى» [٣] باشد از جنس «وى» [٤].
پس كمال «وى» [٥] آنست كه «متنقش شود بمعقولات موجودات در ذات واحد بارى تعالى از جهت تصور و از جهت تصديق» [٦] و بداند كه «وجود وى برهان درست است و تميز آن وجود از وجودهاى ديگر و وحدانيّت وى و صفات وى همه بر وجه برهان بداند» [٧]. پس وجود (كل) [٨] موجودات و «كيفيت آن، همه بدين طريق بداند از جواهر روحانى نفسى
[١] - م د ح ف ل: بىكمال نباشد پس نفس انسانى را- س آ: وى را كمالى باشد و وى را.
[٢] - م د ح ل ف افزوده.
[٣] - م د ل: آن- ح: او عقلى بايد كه- ف: او عقلى- س آ: وى.
[٤] - م د ح ل ف: ذات او- س آ: ذات وى.
[٥] - م د ح ل ف: او.
[٦] - م د ح ل: منتقش گردد بمعقولات از جهت تصور و ذات مقدس احدى حق تعالى بداند از جهت تصديق- ف: منتقش گردد معقولات از جهت صور و ذات مقدس احدى حق تعالى بداند از جهت تصديق- س آ: منتقش شود بمعقولات ذات احد حق تعالى و تقدس بداند از جهت تصديق و تصور.
[٧] - م د: آن وجود به برهان دواست و هم ببرهان تمييز كند از وجود او و وجودهاى ديگر همچنين بوحدانيت او و وجود صفات او- ح: آن وجود ببرهان درست است و هم ببرهان تمييز كند از وجود و وجود هاء ديگر و همچنين بوحدانيت آن وجود صفات او- ف: آن وجود ببرهان درست است و هم ببرهان تمييز كند ميان آن وجود و وجودهاء ديگر همچنين وحدانيت آن وجود و صفات او- س آ: وجود وى ببرهانى درست و تميز آن وجود از وجودهاى ديگر و وحدانيت وى و صفات وى بر همه وجه برهان بداند و
[٨] - م د ح ل افزوده- ف: كلى.