رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٦٤ - باب دوازدهم در بيان عقل نظرى و كيفيت بيرون «آمدن او» از قوت بفعل
باب دوازدهم در بيان عقل نظرى و [كيفيت] [١] بيرون «آمدن او» [٢] از قوت بفعل
درست كرديم كه نفس «انسان حادثست با بدن. و هر نفس انسانى را قوتى هست و آن عقل نظرى است و اين» [٣] قوت در اوّل كار عقل «هيولائى» [٤] است. و (او) [٥] عقلى است بقوت نه بفعل، اعنى كه «صورت» [٦] معقولات در نفس «بقوتى است» [٧] نه بفعل. پس هر آينه «حادث» [٨] باشد بچيزى «تا اين صورت را از حدّ قوت بحدّ تفعل» [٩] آرد. و «آن چيز همچنين اگر بقوت باشد» [١٠] بضرورت «او را» [١١] حاجت باشد نيز [١٢] بچيزى ديگر كه «در او صور معقولات بفعل باشد. پس نفس مردم چون از قوت بفعل
[١] - ح: ندارد.
[٢] - د ح: آوردن آن- س آ: آمدن.
[٣] - ح ف: انسانى را حدوث با بدنست و او را قوتيست كه آن را عقل نظرى خوانند و آن- م د: انسانى را حدوث با حدوث بدنست و آن را قوتيست كه آن را عقل نظرى خوانند و آن- آ س: انسانى حادثست با بدن و مر نفس انسانى را قوتى هست عقلى و نظرى و اين.
[٤] - نسخ ديگر: هيولانى، ظاهرا اين درست است.
[٥] - ح ف افزوده- م د: آن.
[٦] - س آ ف: صور.
[٧] - س آ: بقوت باشد- م د ح ف: بقوت است- ظاهرا اين درست است.
[٨] - س آ: حاجت بچيزى بود- در نسخ ديگر: حاجت باشد بچيزى- ظاهرا همين طور بايد باشد.
[٩] - س آ م د ح: تا اين صورت را از قوت بفعل.
[١٠] - نسخ ديگر: اگر آن چيز همچنين بقوت باشد.
[١١] - س آ: وى را نيز- ح م د ل: او را نيز.
[١٢] - س آ ح: ندارد.