رساله نفس - ابن سينا - الصفحة ٧٢ - باب چهاردهم در غايت رتبتى كه در حق نفس مردم ممكن باشد از شرف درين عالم
و حدس در يافتن حدّ اوسط باشد بىرويّتى. و «مردم در حدّ بادراك مطلوبات علمى» [١] متفاوتند: [و] [٢] بعضى زود «دريابند و بعضى دير دريابند و بعضى خود هيچ چيز بفكر در نتواند يافتن و بعضى چيزها در ظاهر يابند و چيزهاء غامض درنيابند» [٣].
پس در «حق» [٤] حدس همچنين متفاوت «باشند» [٥] بكمّ و كيف، [بعضى زودتر دريابند و بعضى ديرتر دريابند و بعضى كمتر و در] [٦] طرف نقصان «بحدى رسد كه كسى باشد كه او را» [٧] هيچ حدس نباشد. پس (همچنين) [٨] ممكن «نباشد» [٩] در طرف «كمال كه
[١] - ف: مردمان در درجه ادراك مطلوبات علمى- س آ: مردم در حق دريافتن مطلوبات علمى- ل ح م د: و مردم در درجه ادراك مطلوبات علمى- ظاهرا عبارت متن درست نيست.
[٢] - در نسخ ديگر نيست.
[٣] - م د ح ف: ادراك كنند و بعضى دير و بعضى خود ادراك نتوانند كرد هيچ چيز را بفكر بعضى جيزهاء ظاهر دريابند و از غوامض دور باشند- س آ: زود دريابند و بعضى دير و بعضى در نتوانند يافتن هيچ چيز بفكر و بعضى چيزهاء ظاهر دريابند و غامض درنيابند.
[٤] - م د: قوه.
[٥] - م ح: اند.
[٦] - س آ: و بعضى زودتر دريابند بحدس و بعضى ديرتر و بعضى بيشتر و بعضى كمتر و در- ف: يا- ح م د: تا در.
[٧] - ف: بحدى رسد كس باشد كه او را- س آ: بحدى رسد كه كس باشد كه وى را- م د: بجائى رسد كه كس باشد كه او را.
[٨] - م د ح ف افزوده.
[٩] - ظاهرا صواب «باشد» است چنان كه در نسخههاى ديگر هم اين طور ضبط شده است و در كتاب معاد: «فيحب ان ينتهى ايضا فى طرف الزيادة الى من له حدس فى كل المطلوبات او اكثرها».