مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٢ - عقل، موهبتى الهى
است: (إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً) [١] «راه را به او نشان دادهايم، يا سپاسگزار باشد يا ناسپاس»، و آن الهام فجور و تقواست به انسان كه خداوند چنين بيان مىدارد: (وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا* فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا* قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا* وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا) [٢].
«و سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده، سپس بديها و پرهيز گاريهايش را به او الهام كرده كه هر كه در پاكى آن كوشيد رستگار شد و هر كه در پليدىاش فرو پوشيد نوميد گرديد».
و بالاخره حكمت همان ارزش نهايى است كه در ارزشگذارى عملكرد ملّتها و حكومتها آن را به داورى مىخوانيم و در همه جا دست كم از جنبه نظرى يكى است.
صداقت و وفادارى و صراحت فضائلى هستند كه در هر زمان و مكان حكمت عقل بدان دعوت مىكند و دروغ، فريب و عدم صراحت همگى صفاتى هستند كه هر كجا و هرگاه يافت شوند حكمت عقل از آن باز مىدارد.
و از حكمت، «نفس لوّامه» ظهور مىكند كه انسان را به هنگام ارتكاب گناه يا پس از آن نكوهش مىكند مانند آن كه فرد اعصاب خودرا در برابر شهوتى شديد از دست بدهد و عمل زشتى را مرتكب
[١] - سوره انسان، آيه ٣.
[٢] - سوره شمس، آيات ٧- ١٠.