مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥١ - انسان، طبيعت، عقل و اراده
هريك از آدميان مقدارى علم، قدرت و اراده دارد ولى در كنار اين از مقدار بيشترى جهل، عجز و انقياد برخوردار است و با تركيب علم، جهل، قدرت، عجز، اراده و انقياد است كه ويژگيهاى خاص هر انسانى شكل مىگيرد، لذا يكى را مىبينم كه نحو مىداند ولى با فقه آشنايى ندارد، معمارى مىداند ولى بازرگرى ناآشناست و در برابر فشار شهوت مقاومت مىكند ولى در برابر فشار خشم تاب مقاومت ندارد و چنين انسانى تفاوت دارد با كسى كه فقه مىداند ولى با نحو ناآشناست و زرگرى مىتواند در حالى كه با معمارى بيگانه است و با اراده خود در برابر خشم مقاومت مىكند در حالى كه مطيع شهوت است. و اين است همان حد تمايز انسانها و اين است وجود مشترك آن.
حدود، ذاتى هستند زيرا هيچ كس وجود ندارد يعنى در مقطعى از زمان وجود نداشته و سپس اندك اندك با فضل خداوند «حىّ قيّوم» برخى از تواناييها را يافته است.
٢- انسان مسير دشوارى را در پيش رو دارد تا از جوانب منفى به جوانب مثبت دست يابد و همه ارزشهاى كه در اين مسير بدو الهام شده چه به شكل فردى و يا جمعى، سوخت او در پيمودن اين مسير به شمار مىآيد و قافله تمدّن نيز همين مسير طولانى و دشوار را مىپيمايد تا سر انجام به هدفى مطلوب دست يابد كه در برترى جوانب مثبت بر جوانب منفى در همه بشريت تجسّم مىيابد.