مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٧ - فلسفه تاريخ در قرآن
استثمار و ظلم و يورش به ملّتهاى ضعيف راه نزديكتر رسيدن به رفاه عمومى است و همزيستى و رقابت آزاد را راهى دور و سخت به سوى سعادت مىبينند و به همين سبب كشمكش نه تنها در ميان طبقات يك ملّت، بلكه در ميان ملّتهاى مختلف آغاز مىگردد.
ملّتها از نظر تمدّن با يكديگر تفاوت دارند و هر ملّتى داراى طبقات مختلفى است كه اين طبقات به گروههايى تقسيم مىشود و در همين جاست كه سرنوشت آنها به دست امّتى قوى و در ميان امّت به دست طبقه يا گروه يا فردى كه نماينده اين گروه است رقم زده مىشود و از همين نقطه است كه كشمكش ابدى ميان اين گروه ونظاير آن در ميان يك طبقه از يك سو و ميان اين طبقه استثمارگر با ساير طبقات استثمارگر و ديگر ملّتهاى ضعيف از سوى ديگر آغاز مىگردد، و با شدّت گرفتن همين درگيريهاست كه در داخل، انقلاب و در خارج، جنگهاى سختى به وقوع مىپيوندد كه به نابودى ستمكاران منتهى مىشود: (وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ) [١] «و ستمكاران بزودى خواهند دانست كه به چه مكانى باز مىگردند.»
در برابر اين خط روشن، خط ديگرى ادامه دارد كه نمايانگر خط رشد انسان است خطى كه طليعه تمدّن در آن به ظهور مىرسد، زيرا گروه يا طبقه استثمارگر در آغاز نه از جانب استثمار شدگان كه در شناخت پيشينه حوادث بصيرت كافى ندارند و آماده دفاع از خود
[١] - سوره شعراء، آيه ٢٢٧.