مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٥ - فلسفه جامعه در قرآن
حركتاند بايد كه از عناصر خير و شر تشكيل يابد و ناگزير بايد در برابر آراء اصلاح طلبانه يا فساد و تباهى مقاومتى وجود داشته باشد، مقاومتى كه مشخّص كننده حركتهاى هر جامعهاى است، زيرا رهبر هر دسته و گروهى يا برترى دادن جنبه مثبت بر جنبه منفى دم از خير مىزند و گروه ديگر بايد در برابر اين خير از خود مقاومت نشان دهد و از آن جا كه ممكن نيست عوامل خير از هرگونه عيبى مبرّا باشند واشرار نيز از هرگونه خيرى بىبهره باشند، لذا گروه مقاوم در برخى از نقاط منفى كه در عوامل خير وجود دارد و با در نظر گرفتن برخى ابعاد خير كه در خود سراغ دارد توجيهى مىيابد تا به نام خير، خير را از ميان ببرد.
خير و شر در آغاز تقريباً به گونهاى عادلانه در ميان مردم تقسيم شده است و هر يك از آنها را به خير فرا مىخواند و از شر باز مىدارد ولى در خير و شر دست مىبرد و اين همان مرحله گمراهى همگانى است كه در آن شرى را شايع و منتشر نمىبينيم مگر آن كه خير را نيز خالص نمىيابيم.
٨- انسان ناگريز بايد بر اين گمراهى كه نسبت طبيعت ذاتى اوست- چنانچه گفتيم- باقى بماند تا نور و هدايت آشكارى از سوى خدا برسد و انسانها به دو گروه تقسيم شوند: گروهى كه با اراده آزاد خود خواهان آن هستند كه هدايت يابند و روحشان را از رسوبات شر پاك سازند در حالى كه گروه ديگر بر گمراهى خود باقى مىمانند و براى