مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٩ - فلسفه تاريخ در قرآن
يَتَّقُونَ* قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ* وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ* وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ* قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُسْتَمِعُونَ) [١].
«و پروردگارت موسى را ندا داد كه: اى موسى! به سوى آن مردم ستمكار برو، قوم فرعون، آيا نمىخواهند پرهيزكار شوند؟ گفت: اى پروردگار من! مىترسم كه دروغگويم خوانند و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود، هارون را پيام بفرست و بر من به گناهى ادّعا دارند، مىترسم كه مرا بكشند، گفت:
هرگز، آيات مرا هر دو نزد آنان بريد، ما نيز با شما هستيم و گوش فرا مىدهيم.»
٢- (فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ* أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ* قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيداً وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ* وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ* قَالَ فَعَلْتُهَا إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ* فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ* وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ) [٢].
«پس نزد فرعون رويد و بگوييد ما رسول پروردگار جهانيان هستيم، كه بنىاسرائيل را با ما بفرستى. گفت: آيا به هنگام كودكى نزد خود پرورشت نداديم و تو چند سال را نزد ما نگذراندى؟ و آن كار را كه از تو سرزد مرتكب نشدى، پس تو كافر نعمتى. گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم و چون از شما ترسيدم گريختم ولى پروردگار من به من نبوّت داد و مرا در شمار
[١] - سوره شعراء، آيات ١٠- ١٥.
[٢] - سوره شعراء، آيات ١٦- ٢٢.