مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١١٦ - راه شناخت عقل
واداشتن بسيار آن است تا نسبت به خود آگاهى يابد و مكنونات ذاتش را با ذات خود دريابد.
اين حقيقت به دو جهت دشوار به نظر مىرسد:
١- انسان عادت كرده است كه پديدهها را با عواملى خارج از آن بشناسد، همچون شناخت رنگ با چشم و شناخت چشم با احساس و شناخت احساس با عقل ولى شناخت يك پديده با خود آن پديده از امورى است كه بشر با آن خو نگرفته و بر او دشوار است.
٢- همه ارشادات فلسفى بشر شناخت عقل را با شناخت پديدههاى ديگر قياس مىكند و مىكوشد با كمك عوامل خارجى بدان دست يابد و لذا كسانى كه با فلسفه بشرى آشنا مىباشند و يا از رهنمودهاى آن بهرهاى دارند قرآن را در مقايسه با اين نظريات، جديد و آن را اساساً با رسوبات فكرى فلسفه بشرى مباين مىبينند.
و لذا بر ماست اين حقيقت را با ذكر چند نكته بيان داريم:
الف- حقيقت عقل را هر گونه كه تصوّر كنيم به هر حال چيزى جزء واقعيت كشف حقايق هستى نخواهد بود و بدون ترديد حقايق هستى به صورت ارگانيك پرده از هويت خود بر نمىدارند، بلكه بايد با ابزارى آن را كشف كرد كه آن را «عقل» مىناميم و هرگاه به عقل مراجعه كنيم با حقيقتى روشن روبرو مىشويم و آن اين كه حقايقى كه نمىتوانند پرده از هويت خود بردارند امور ديگر را نيز نمىتوانند براى ما آشكار سازند. آسانترين مثال براى توضيح اين نكته چشم