مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٣ - تدبر و سياق قرآن
ميان ولايت و نزول باران و حمد و انتشار رحمت پيوند استوارى وجود دارد. عربها وجود چنين ارتباطى را مىديدهاند و امور بسيارى را از آن در مىيافتهاند.
روزى باديه نشينى صداى مردى را شنيد كه آيهاى را اينگونه تلاوت مىكرد: (وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ [غَفُورٌ رَحِيمٌ]) [١] «دست مرد دزد و زن دزد را به كيفر كارى كه كردهاند ببريد، اين عقوبتى است از جانب خدا...»، باديهنشين به آن مرد گفت: خطا كردى، مرد گفت: چگونه؟ باديهنشين گفت: زيرا مغفرت و رحمت با قطع دست سارق مناسبت ندارند، پس مرد آيه را به خاطر آورد و چنين خواند: (وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ)، باديه نشين گفت: آرى، با عزّتش مىگيرد و با حكمتش قطع مىكند.
اين باديهنشين دانست كه چگونه پايان آيه بايد از نظر پيوند واقعى با آغاز آن تناسب داشته باشد.
٢- رابطه تربيتى
از آن جا كه قرآن كتابى تربيتى است و از آن جا كه صفات نفسانى با يكديگر ارتباط دارد، لذا قرآن كريم هنگامى كه صفتى بر سبيل افراط در آدمى سر به طغيان بر مىدارد با حكمت آن را درمان مىكند و رهنمودها و ارشاداتى را در اختيار انسان مىگذارد كه به صلاح اوست و اگر بر حسب تفريط طغيان كرد با حكمت ديگرى آن را درمان مىكند و آن قدر به تعديل آن مىپردازد كه به نفس معتدل
[١] - سوره مائده، آيه ٣٨.