مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥٥ - روانشناسى در قرآن
«سوگند به نفس و آن كه نيكويش بيافريده، سپس بديها و پرهيزگاريهايش را به او الهام كرده كه هر كه در پاكى آن كوشيد رستگار شد و هر كه در پليديش فرو پوشيد نوميد گرديد، قوم ثمود از روى سركشى تكذيب كردند آن گاه كه شقىترينشان برخاست، پيامبر خدا به آنها گفت: ماده شتر خدا را سيراب كنيد، تكذيبش كردند و شتر را پى كردند، پس پروردگارشان به سبب گناهشان بر سرشان عذاب آورد و با خاك يكسانشان ساخت.»
نفس خود، تبهكارى را مىشناسد و مىداند كه چگونه در آن باقى بماند يا از ضايعات آن رهايى يابد ولى گاهى به تزكيه و گاهى به تقلّب و دورويى روى مىآورد ولى به هر طرف كه روى آورد برخاسته از نيرويى است كه در جان او ريشه دوانده است. مردم «ثمود» هنگامى كه گمراهى را برگزيدند با نيروى سركششان آن را انتخاب كردند و در برابر نعمتها سركشى كردند و سركشى در برابر نعمتها حقيقتى است كه از سوى اسلام به عنوان يك سنّت اجتماعى مورد اعتراف و اقرار است و از سوى ديگر ثمود را محكوم مىكند، زيرا اين گروه مىتوانستند از قيد و بندهاى اين سنّت اجتماعى رهايى يابند و به نداى رسولشان پاسخ دهند لذا رستگار نشدند و خدايشان بر آنها عذاب نازل كرد و با خاك يكسانشان نمود. عقوبت، خود در اسلام برخاسته از تشخيص است، زيرا اگر عقيده نمىداشتيم كه قوم ثمود اين توانايى را داشتهاند كه در برابر سنّتهاى هستى طغيان كنند ديگر