مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٦ - علم و موهبت عقل
و موجب اطمينان آن مىگردد.
خداوند در توصيف گمراهان مىفرمايد: (إِنَّمَا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذِينَ لَايُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ) [١] «كسانى كه به خدا و روز قيامت ايمان ندارند و دلهايشان را شكّ فراگرفته است واين شك آنها را به ترديد افكنده است از تو رخصت مىخواهند»، (وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً) [٢] «و از آن كه دلش را از ذكر خود بىخبر ساختهايم و از پى هواى نفس خود مىرود و در كارهايش اسراف مىورزد پيروى نكن.»
دو صفت (ترديد و افراط) هميشه ملازم جهل اند.
سوم- ثبات، هرگاه خورشيد در فلان روز و فلان شهر طلوع كرد و اين حقيقت را به گونهاى روشن دريافتيم ناگزير بايد هر فرد، در هر مكان و در هر حال بر آن صحه بگذارد، امّا اگر چنين نبود «علم» همه آنها نمىتواند صحيح باشد و از همين نقطه است كه مقايسههاى عقلى كه نفس در هر احساسى به اجرا در مىآورد تا صحيح را از باطل جدا كند، آغاز مىگردد. براى مثال: يك بيمار احساس سرگيجه دارد وپديدهها را در حركت مىبيند، ولى خيلى زود ميان مشاهدات خود و ساير احساسات مقايسهاى برقرار مىكند و پيش خود چنين مىانديشد كه اگر مريض نبودم، و اگر دستم نيز حركت اشياء را لمس
[١] - سوره توبه، آيه ٤٥.
[٢] - سوره كهف، آيه ٢٨.