مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٧ - علم و موهبت عقل
مىكرد حركت اشياء حقيقت داشت، ولى اكنون چنين نيست، زيرا علم بايد ثابت باشد آن هم نه نسبت به يك احساس، بلكه نسبت به همه احساسات. به همين ترتيب است هنگامى كه انسان دو دست خود را پس از آن كه يكى در آب گرم و ديگرى در آب سرد بوده در آب ولرم وارد كند و دراين صورت دستى كه در آب گرم بوده آب ولرم را سرد احساس مىكند و دستى كه در آب سرد بوده اين آب را گرم احساس خواهد كرد، ولى هنگامى كه دو دست را با يكديگر مقايسه مىكند در مىيابد كه آب يكى است و نمىشود آبى هم گرم باشد و هم سرد و پس از آن كه اين احساس را با حالت قبل مقايسه كرد براى او روشن مىشود كه آب ولرم است. و نيز هنگامى كه چوبى در آب قرار مىگيرد، چشم آن را منحنى مىيابد ولى هنگامى كه آن را خارج مىكنيم مشاهده مىكنيم كه اين چوب هيچ گونه انحنايى ندارد يا هنگامى كه دست، اين چوب را در آب لمس مىكند آن را مستقيم مىيابد و عقل با ملاكهاى خود در احساسات مختلف به مقايسه مىپردازد و حكم مىكند كه چوب منحنى نيست و چشم خطا كرده است. يا هنگامى كه انسان در خود لرز احساس مىكند و هوا را بسيار سرد مىپندارد ولى اين احساس سرما را با حالت سرماخوردگى خود يا احساس ساير مردم مقايسه مىكند و بدين طريق در مىيابد كه هوا سرد نيست. يا انسان، شخصى را كه در فاصله دور قرار دارد كوچك مىبيند و صداى او را ضعيف مىيابد ولى ملاك عقلى او را مردى