مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٩ - بينش اسلام پيرامون خلقت
وسيله خدا مىتوانم. پس خدا داخل در انسان نيست تا مخلوقات در رديف او و شريك مقام كبريائيش باشند و از سوى ديگر بدور از مخلوقات هم نيست تا مخلوقات از او بىنياز باشند و بدون او توانايى داشته باشند، بلكه بدون تأثّر از ايشان بر آنها تأثير مىنهد.
آيات و تفاسير
(إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ) [١].
«فرمان ما به هر چيزى كه ارادهاش را بكنيم اين است كه مىگوييم: موجود شو، و موجود مىشود.»
«قول» در اين جا كنايه از مشيّت الهى به هنگام آفرينش پديدهاى است و هيچ نيازى به حركت يا عملى ندارد، بلكه آن را ابداع مىكند.
(وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا...) [٢].
«.. و زمين به نور پروردگارش روشن شد...»
«نور» در اين جا تعبير ظريفى از همان انرژى است (اگر تعبير، درست باشد)، انرژى اى كه پديدهها را موجود مىسازد و در اختيار خداست.
(إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيماً غَفُوراً) [٣].
[١] - سوره نحل، آيه ٤٠.
[٢] - سوره زمر، آيه ٦٩.
[٣] - سوره فاطر، آيه ٤١.